بین یچی بت بگم
تواین امور از بالا به قضیه نگاه کن. کل پروسه زایمان شاید چند ساعت باشه ولی حداقل چند ماه بعد رو تحت تاثیرقرار میده. مثلا من نحوه زایمان اولم باعث شد به بچم تا پایان یه سالگی شیرخشک کمکی بدم. باقی عواقبش بماند. کلا مادری و همسریم تحت تاثیر قرار گرفت.
اگر از بالا نگاه کنی می بینی اهمیت اینکه کی بچه رو بگیره خیلی کمه. انگار توی نماز یه مستحبی رو بخوای اضافه کنی
اصل نمازو بچسب
ببین همین دکتر ربیعی که مثال زدی، یجوری بمن گفت میخوای حالا بری سزارین؟ که واقعاپشتم خالی شد. اونم تو هفته های پایانی. (با تموم خوبی هایی که داره)
یا مثلا دکتر رجایی محجبه نیست ولی اخلاق حرفه ای داره. اهل استرس دادن نیست. بهرحال تجربه ویبکشم خیلی زیاده. (میتونی از الی بانو که تو دو بارداری اخیرش تحت نظرشه، مشورت بگیری. من بر اساس گفته های اون میگم)
بعد یه نکته دیگه به ذهنم میرسه، حالا شاید مثالم نارساست. ولی مثاله دیگه. دیدی بعضی مادرا چقدر توی بارداری از گناه دوری میکنن. با همه وجود جلوی غیبت و دروغ و... وایمیستن، از حمل خودشون به معنای واقعی کلمه مراقبت میکنن و حاضر نیستن آتش گناه حتی ذره ای به فرزندشون نزدیک بشه.
اما بعضی مادرا حالا یه غیبتی هم به گوششون بخوره یه استغفار میکنن و رد میشن. زیاد نمیرن تو بهرش. به قولی زیاد سخت نمیگیرن. تو جمع مخالفت نمیکنن. دلشون با غیبت نیست ها
دلشون با مبارزه اونچنانی هم نیست. دلشون به همون استغفاره خوشه
ببین من میخوام کسی بالای سرم باشه که از جون و دل نخواد من زیر بار سزارین برم. اگر میتونه یک ساعت دیگه م پام صبوری کنه، صبوری کنه. خیلی چشم به سزارین نداشته باشه.
پشتش به سزارین گرم نباشه.
حالا ماما صابریان این ویژگی رو داره. برا همینم همه جور ویبکی گرفته. تااخرین زور تلاششو میکنه.
خدا شاهده اگر کس دیگه ای رو بشناسم میگم. چه کنم دوبار زایمان داشتم و بی تجربه م.