2777

نظر_شخصی #

برای هشتگ "نظر_شخصی" 37 مورد یافت شد.


بین یچی بت بگم

تواین امور از بالا به قضیه نگاه کن. کل پروسه زایمان شاید چند ساعت باشه ولی حداقل چند ماه بعد رو تحت تاثیرقرار میده. مثلا من نحوه زایمان اولم باعث شد به بچم تا پایان یه سالگی شیرخشک کمکی بدم. باقی عواقبش بماند. کلا مادری و همسریم تحت تاثیر قرار گرفت.


اگر از بالا نگاه کنی می بینی اهمیت اینکه کی بچه رو بگیره خیلی کمه. انگار توی نماز یه مستحبی رو بخوای اضافه کنی

اصل نمازو بچسب

نظر_شخصی#  




ببین همین دکتر ربیعی که مثال زدی، یجوری بمن گفت میخوای حالا بری سزارین؟ که واقعاپشتم خالی شد. اونم تو هفته های پایانی. (با تموم خوبی هایی که داره)

یا مثلا دکتر رجایی محجبه نیست ولی اخلاق حرفه ای داره. اهل استرس دادن نیست. بهرحال تجربه وی‌بکشم خیلی زیاده. (میتونی از الی بانو که تو دو بارداری اخیرش تحت نظرشه، مشورت بگیری. من بر اساس گفته های اون میگم)




بعد یه نکته دیگه به ذهنم میرسه، حالا شاید مثالم نارساست. ولی مثاله دیگه. دیدی بعضی مادرا چقدر توی بارداری از گناه دوری میکنن. با همه وجود جلوی غیبت  و دروغ و... وایمیستن، از حمل خودشون به معنای واقعی کلمه مراقبت میکنن و‌ حاضر نیستن آتش گناه حتی ذره ای به فرزندشون نزدیک بشه.

اما بعضی مادرا حالا یه غیبتی هم به گوششون بخوره یه استغفار میکنن و رد میشن. زیاد نمیرن تو بهرش. به قولی زیاد سخت نمیگیرن. تو جمع مخالفت نمیکنن. دلشون با غیبت نیست ها

دلشون با مبارزه اونچنانی هم نیست. دلشون به همون استغفاره خوشه



ببین من میخوام کسی بالای سرم باشه که از جون و دل نخواد من زیر بار سزارین برم. اگر میتونه یک ساعت دیگه م پام صبوری کنه، صبوری کنه. خیلی چشم به سزارین نداشته باشه.

پشتش به سزارین گرم نباشه.

حالا ماما صابریان این ویژگی رو داره. برا همینم همه جور وی‌بکی گرفته. تااخرین زور تلاششو میکنه.

خدا شاهده اگر کس دیگه ای رو بشناسم میگم. چه کنم دوبار زایمان داشتم و بی تجربه م.


سلام. قد خودت چقدره؟ استخون بندیت درشته یا نه؟


عزیزم لزوما صبر، منجر به زایمان طبیعی نمیشده ها

دور سر بچه خیلی بالا بوده (وزن رو کار ندارم)

واقعا معلوم نبود با لگن شما متناسبه یا نه


بنظرم توی بارداری بعدی حتما مراقب وزن بچه باش و سعی کن نذاری هفته هات از ۴۰ رد بشه. سر بچه و وزنش یکی از مهم ترین عوامل شکست وی‌بکه. چون سر بچه نزول نمیکنه و روند رو مختل میکنه.

باید حسابی ورزش کنی، تمرین های لگن پویا رو انجام بدی و تغذیه رو مراعات کنی. کربوهیدراتی هارو تا جایی که میتونی و معقوله کم کنی و مقوی و کم حجم بخوری


نظر_شخصی#  


سلام ساعت قمر در عقرب هم مهمه پس نگران اون نباشن

روزهای هفته هم چهارشنبه روز بدی نیست صرفا مستحب نیست

اگر بواسطه مناسبت یا اول،وسط،آخر ماه بودن کراهت داره،

به نیت رد مظالم صدقه بدن و بسپارن به خدا

ائمه علم نجوم رو تایید کردن منتها گفتن که در بندش نشید پس

نظر_شخصی# من اینه که نه باید وسواس داشت نه بی توجهی کرد

سلام. مستحباتی که توی روایات در این باب توصیه شده و عواقبی که برای رعایت نکردنش گفتن، دلیل تامه نیست. یعنی مثلا وقتی میگن حین رابطه، فلان کارو نکن تا بچه ت کور نشه، منظورشون این نیست خلافش رو انجام بدی حتما جنین کور خواهد شد!

این ها یه کلیاتی هستن. توجه به ملکوت رو متذکر میشن. چیزهاییکه ازش خبر نداریم. عمده رعایت اصوله. مث لقمه حلال. نطفه حلال.

نظر_شخصی#  

بعد من تصورم اینه ایشون بهتره نشخار ذهنی رو کنار بذارن. 

راستش گیلان یکی از استانهایی هست که بالاترین آمار سزارین رو داره و از طرفی مشکل کمبود جمعیت! از اینا میشه راحت فهمید که افراد خیلی خیلی کمی موافق ویبک هستن! این مدت با ماما، منشی پزشک، حتی بعضی پزشکها که صحبت میکردم و از ویبک میگفتم یا اصلا نمیدونستن چیه، یا بشدت نهی میکردن!


من بعد از کلی پرس و جو یک نفر رو پیدا کردم که خرداد98 موفق به ویبک در رشت شده، هرچقدر گشتم دکترش رو پیدا کنم موفق نشدم! آخر با پرس و جو از مامای یک بیمارستان که پزشک رو میشناختن متوجه شدم که پزشک گیلانی نبوده و الان هم از اینجا رفته… فکر کنم دیگه خودتون به عمق فاجعه پی بردید   


نظراتم در مورد دکتر حاجی هادی بشدت نظر_شخصی# ‍ هست! ممکنه کسی بره پیش ایشون و اصلا راضی نباشه!! 


 به لطف خدا و کمک یکی از دوستان با دکتر حاجی هادی آشنا شدم. فقط شنیده بودم فرد مومنی هستن و هیچ شناختی ازشون نداشتم. ولی با یه ویزیت عاشقش شدم! 


من توی مدت حدود 3ساله درمان که داشتم، پزشکهای زیادی رفتم.. چیزی که تو ذهنمه نزدیک به 11-12 تا پزشک مختلف مراجعه کردم و روند درمانیشون تقریبا شبیه به هم بوده! حالا یکی کمی بهتر یکی بدتر… ولی ایشون خیلی خیلی خوب بودن… مثلا شروع کار چند دقیقه صحبت متفرقه داشتیم  در مورد رشته تحصیلیم و کارایی که میکنم و… و با ذوق و شوق گوش میدادن… اصلا انگار یه دوست جدید پیدا کردم  


حدود نیم ساعت یا بیشتر برام وقت گذاشتن، خودمون با هم تنها بودیم، فقط منشی یه لحظه اومد داخل و وزنم کرد و رفت.. حتی فشار هم خودشون گرفتن.. 


هیچ اجباری به انجام غربالگریها ندارن و به خود مریض میسپرن، برای خوردن دارو از قرص آهن پرسیدن و گفتم نمیخورم! با ترس و لرز گفتم قرص خون و سویق میخورم و در کمال تعجب استقبال کردن و توی پرونده ام نوشتن.. 


با مهر و محبت و ذوق صدای قلب بچه رو برام پخش کردن و گذاشتن


کلا به نظرم اون حال خوش و انرژی مثبتی که بهم منتقل کردن بی سابقه بود! اینقدر توی این مدت اذیت شدم که واقعا تشنه اینهمه محبت بودم و دلم نمیخواست از مطب بیام بیرون 


والا همش میگم یکی نیاد صفحات آخرو بخونه سرگیجه بگیره و حق الناسش بیفته گردنم

آخه حق الناس خیلی دقیقه. از مو باریک تر.

همین که تاپیک عنوان وی‌بک رو داره یه حقی ایجاد میکنه که آدم مراعات تازه واردهارو بکنه. خصوصا خواننده های خاموشش رو. بعضا ناراضی هم داشتیم.


(باز هم نظر_شخصی# )

ذاتشون

و بیشتر تقصیر زن هاست نمیدونم چرا ما گله داریم اون مرد الکی نمیره سمت زنای دیگه فقط ۵۰درصدش ذاتشه بقیش حتما مشکلاتی ک زن براش ب وجود میاره شاید زنش نمیتونه راضی نگهش داره بعدم همون زن میاد میگه من بهترین بودم و براش کم نزاشتم

نریزید.سرم#  

نظر_شخصی#  

پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز