میدونم از حرفام کلی سوء برداشت ممکنه بشه. با جان و دل همه ش رو میپذیرم تا اتفاقا درست این موضوع رو مطرح کرده باشم.
من یه دسته مرد و زن رو فاکتور میگیرم از مبحث. اون هایی که سردی بیولوژیک و بیمارگونه ای دارن. اونها به کنار
ولی هر مرد و زنی یه لم خاصی دارن. معاشقه لزوما به معنی تخلیه جنسی نیست.
یعنی تماس پوستی، صحبت های عاطفی یا بعضا جنسی، حرف زدن هایی که خیلی باعث تفاهم میشه. نوازش دو طرفه. خصوصا برا مردها و زنهایی که مهر طلب هستن. تو سکوتی که بچه هارو ۸-۹ شب خوابوندی و این وقتت مختص خودت و همسرته. چه اختلاف هایی که حین همین مکالمات صمیمی از بین میرن. سوء تفاهم هایی که گوشه دل دو طرف بوده. (خودم همیشه اینجور موقعا ذات همسرم رو میفهمم که ورای غرور آباء و اجدادیش، چه حسی داره نسبت به وقایع)
من هنوزم بچه هام نهایت ۹ خوابن. قبل اینکه همسرم بیاد.
اهل بیت میگن خانم شب که میشه قشنگ تماس پوستی رو با مرد برقرار کنه.
نیازی نیست دعوتی صورت بگیره. این همون دعوته. باید ببینی میل دو طرف به چه سمتی میره.
بعد یه روزایی بچه هارو بپیچونی. یه قرار ترتیب بدی. من به کرات توی زندگیم این کارو کردم. خیلی کیف میده. شده یک هفته هیچ جا نرفتم تا دلتنگ بچه ها بشن. بعد رفتم انداختم بغلشون بفرما این نوه شما من میرم برمیگردم.
بعد از اون ور با شوهرم قرار دارم و کسی نمیدونه.
خوراکی ای که دوست داریم میخریم
صفا میکنیم. چند دقیقه بیشتر نیاز نیست برا این خوشی ها.
راستی من بارداری به بارداری لباس زیرهارو تجدید میکنم معمولا.
یا طرح لباس زیرمو داستان میکنم. اینا حالا خاص منه. شوخیهای اینجوری خیلی دارم. کاش میشد نمونه ش رو بگم. ولی زبان قاصره چون سایت عمومیه. تا متوجه بشی دقیقا منظورم چیه.
همیشه از سختی های زندگی خیلی ناله کردم برا دوستام. ولی این بخش رو به جهت حیا واقعا سختمه توضیح بدم
لزومی هم نداره. منتها هیچی تحت هیچ شرایطی نباید زن و شوهر رو برای چند روز حتی از هم غافل کنه.