سلام بچه ها اصلا حالم خوب نیس دیروز مادرشوهرم خواهرشوهرم زندگیمونو خراب کردن . مادرشوهرم اومد میخاست منو از خونه خودم بیرون کنه سر اینکه چرا میگم با بچه ی کوچیک چند ماهه ب شوهرم ک اول مشورت کن بعد دعوت کن . حالا این قضیه انقد بزرگ شده ک نمیتونم شوهرمو تحمل کنم ما سنتی ازدواج نکردیم همو میخاستیم اما یسالو خورده ایه انقد محدودم کرده ک خونه ی بابامم باید اجازه بگیرم فرقش یه کوچس . یه دختر ۵ماهه. دارم . میخام جدا بشم چیکار کنم بچمو بگیرم ازش شما راه حلی دارین شوهرمم مبگ از این ب بعد اینجا برات جهنمه مامان بابام پشتمن . اما من بخاطر دخترم نرفتم خونه بابام اخه کوچیکه نتونستم ولش کنم 😭😭😭😭😭😭😭😭چیکار کنم بنظرتون
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
غلط کردن مادرش اینا 😕 بچشب به زندگیت مگه دوستیه که زرتی جدا شید روسری نیستیم روزی سر یکی&nb ...
مامانش اومد گفت گمشو برم بچم رم بده خودم بزرگ میکنم . هر چی از دهنش اومد گفت . شوهرمم پشت من نیس خانوادشو انتخاب کرد . گفت صد بار دیگم اونارو انتخاب میکنم . دیگ بریدم بقرااان .
یعنی چی میگه از پدر مادرم اجازه بگیر؟؟؟؟؟؟ لطفا با منطق آرومش کن زود تسلیم نشو واسه این موضوع اونا نمیدونن زن تازه زایمان کرده به اندازه کافی فشار داره لطبا سعی کن همسرت و دلگرم کنی به خود و زندگیت به خاطر بچه ات
هر مشکلی حداقل دو راه حل داره. یک سکوت. دو گذر زمان.