اگر بدونید چه کارا کرده من دستم قطع کنم از بینمکی حق دارم
خانواده شوهرم خب خیلی بالاتر هستن از اونا،بعد ایشون یه بار ازدواج کرده بود و جدا شده بود،بعد عمه من انقدر گریه میکرد که اب شده بود به خاطر ایشون
منم به خاطر عشقی که به عمه م داشتم گفتم نمیزارم غصه بخوره،باعث ازدواجش با برادرشوهرم شدم،اونم با مکافات ،هرچی مادرشوهرم رسید گفت بهم،این چه لقمه ایی بود گذاشتی تو کاسه ما همش میگفت
از روزی که عقد کردن،ورق برگشت و چهره واقعیشون نمایان شد
کل فک فامیل بهم میگم قریبه اینطور نمیکرد
الانم از ترس اینکه یه سری حرفارو تو فامیلم پر نکنه دیگه رابطه صمیمی ندارم با خانواده شوهرم
قبلش منو میپرستیدن خواهرشوهرم عاشق من بود
الان سه سال خونه م نیومده اونم
ولی به یه نکته پی بردم
هر کس آب قلبش میخوره دلت برای کسی نسوزه