دلم داره میشکنه ازرفتارای بقیه😔...
من وهمسرم هردوداریم ازصفر زندگیمون روشروع میکنیم وفقط یه ماشین داریم وخداروشکر همسرم سرکاره..نه این که مشکل مالی داشته باشیم نه ودرامد متوسطی داره..همسرم تواین مدت هرهزینه ای بوده خودش داره میده...چون دوست داره روی پای خودش باشه..منم به همسرم سخت نگرفتم..
حالا تیکه وکنایه فامیلای خودم اذیتم میکنه😔
چرا طلاهات سبکن؟
چرا اینکارو میکنی؟
چرا اونکارونمیکنی؟
تونی نی سایت گاهی میبینم بقیه میان میگن من فلان گرم طلا برامون خریدن واین چیزااونا هم به همین طریق مثلا نگاهشون به منه این که چرا کم میگیرم..
من یه حلقه ۵گرمی یه نشون ۵گرمی گرفتم..۴النگوی سبک ویه جفت گوشواره.یه پلاک طلا که برای تولدم شوهرم خرید ویه زنجیر طلا که وقتی رفتم خونه مادرشوهرم شیراز بهم داد کل طلاهام تاالان که عقدم بوده.
ازحرفاشون ناراحت میشم😔
من درحد توان شوهرم خرید کردم..شوهرم تقریبا اکثر وسایل برقی خونه+سرویس چوبی شامل تخت خواب و...روهم باید بگیره..مهریم هم
۴۵۰سکه بوده.
یه عقد گرفتم با۲۰۰تا مهمان تویه باغ معمولی که کل خرجش شد۲۰ تومن.وتصمیمگرفتیم بریم یه ماه عسل خوب وعروسی نگیریم ولی آتلیه بریم ولباس بپوشیم برای عقدهم آتلیه رفتم..
ولی تیکه کنایه بقیه خیلی اذیتم میکنه😔
اونشب یه جا رفتم هی بهم میگفت این حلقت خوب نیست برو عوضش کن این چیه گرفتی...یا یکیشون بهم میگفت من اگه بچه های خودم بودنباید حتما عروسی میگرفتن حالا شما برو ماه عسل..یا میگن کسی که میره ماه عسل ارج واحترام نداره..
حرفاشون به گریممیندازه😔..
برادر زنداییم همزمان بامن عقد کرده هی میشینه پیش مادرم میگه برای عروسمون گوشی خریدیم..سرویس خریدیم..براش فلان کارو کردیم وبه من میگه برو عروسی بگیر.مامانم هم میشینه برای من تعریف میکنه
من وهمسرم باهم خوبیم ولی این حرفا دلمو میشکنه..آخه چرا فکر نمیکنن آدم ناراحت میشه؟😔
دلم همین الان آمادست گریه کنم..
بنای ازدواج روی سادگیه من شوهرم درحد توانش برام خرجمیکنه واین برام قشنگتره.ولی حرفای دوست وآشنا نزدیک اشکمرودرمیاره..😔