پریشب مامانم ایناامدن اینجابرام میوه خریده بود نگواین خانوم دیدتشون حتی مامانم میوه داده بود ب بچش
امدن تو درعرض پنج دقیقه استکانم شکست انقدکلافه شدم
قبلاحوصلم سرمیرفت میرفتم پیشش ولی ازوقتی بهمون ثابت شد دیگه نمیرم
ی شب شوهرم برام بال کباب کرد گفت بوش میاد ببر بده مدیون بچش نشیم صداش کردم امدلباس راحت تنم بودباردارم وخیلی گرمم میشه هی سرک کشیدمنودیدن اخرسرگفت وای چ لباسی پوشیدی ببین همون شب ی دعوایی کردیم الکی الکی ک نگو شب هم تواتاق نخوابیدم امدم توحال