تودوران نامزدی حتی یه قدمم برامون برنداشتن. منظورم خانواده همسرمه. عیدی ندادن و دعوت نکردن و...
حتی پدر شوهرم واسه عروسیمون یه ریالی خرج نکرد. با زبون خودم به مادر شوهرم گفتم شب عروسی ظرف حنا بگیر لطفا. یدفه همون موقع تو تالار حنا هم بزاریم. نگرفت . دوتا دختراش ازدواج کردن. همش اونارو با من مقایسه میکنه. میگه واسشون انجام ندادن. من هم واسه عروسم لزومی نداره کاری انجام بدم. بعد عروسی متوجه شدم قایمکی با همسرم صحبت میکنن. یادش میدن . گاهی هم قایمکی ازش پول میگیرن. با همسرم دعوا کردم. مادر شوهرم هم پشت گوشی میشنید و من متوجه نبودم. الان همشون با من قهرن. عروسی هم که رفتیم هر سه تاشون تو مجلس قیافه گرفتن برام. یساله که حرف نمیزنن باهام. خسته شدم