با سلام
من دو روز پيش تولدم بود شوهرمم برا انجام كاري به شهرستان رفته بود حالا كه اومده هيچي برا تولدم نخريده بود درد اينجاس كله كارش تو بازار بوده اونوقت ميگه عجله داشتم نتونستم بخرم
خودمم يه چندتا چيز گفته بودم برام بخره برام اوناهم نخريده بود گف يادم رفته بهم برخورده ناراحتم
يكم دل داريم بدين خب