2789

دیروز تولدم بود و شوهرم تولدمو یادش رفت و من واقعا ناراحت شدم چون تولدم خیلی برام مهمه

شما بودین چیکار میکردین؟

میگه فکرم خیلی مشغوله گرفتاریا و بدهیا بود وگرنه از قبل قصد داشتم برات تولد بگیرم و کادو بخرم ولی من همش با خودم میگم مگه میشه آدم تولد همسرشو فراموش کنه 💔

بنظرتون حق دارم ناراحت باشم یا زیاده روی میکنم؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بله مدت ها قهر بودیم و تولدمو تبریک نگفت گاهی وقت ها هم میگه عه تولدته چرا زودتر نگفتی میگفتی برات کیک بگیرم گاهی وقتا هم از قبل سوپرایز میکنه البته ما خیلی ساله ازدواج کردیم اگ اوایل ازدواجته بهش بگو که برات خیلی اهمیت داره و با وجود مشغله باید یادش بمونه

شاید بچگانه یا حتی لوس بنظر برسه ولی من رو تولد خیلی حساسم از بچگی حساس بودم همیشه سر تولد با خانوادم بحث داشتم و اگه برام تولد نمیگرفتن خیلی ناراحت میشدم. راستش حق داری منم بودم ناراحت میشدم.

یاور همیشه مؤمن.

بله کاملا حق داری ناراحتی خودت رو محترمانه ابراز کن و در چهره نشون بده تا جبران کنه حتی با یک گل یا روسری ساده و بعدش سخت نگیر ولی به ایشون هم حق بده شرایط بدجور سخت و پیچیده شده و بار زیادی رو دوش آقایون هست

من شوهرم یادش باشه هم براش فرقی نمیکنه بازم کار خاصی انجام نمیده.البته امسال چون بچه هام بزرگ شدن به باباشون گفتن کیک وگل وکادو بخر برای مامان میخواییم سوپرایزش کنیم که اونم مبل خرید برام وکیک وگل

💜خدابامن است💜

گاهی وقتا میشه من خودم امسال تولدم یادم نبود سریه ماجرایی یادم اومد اونم با گفتن تاریخ دکتر

یه چیزایی قابل جبران نیست 👈مثل حرمتهاییکه شکسته شد،دلهایی که شکست، شخصیتهایی که خوردشد،واعتمادهایی که نموند، اینا قابل بخشش نیست ،قابل جبران هم نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز