از بعد زایمان من رابطمون خیلی خراب شده خیلییی جوری که همش جنگ و دعوا داریم الان البته یک ماهه ارومتریم و دعوا نداریم ولی خب میشه گفت با هم سردیم و برادرشوهر دهن لقم به پدر مادرش گفته که داداشش تصمیمش جداییه دیشب اومدن خونمون با مادرشوهرم من به بهونه شیر دادن بچم رفتم تو اتاق ولی حرفاشونو میشنیدم
پدرشوهرم گفت اخه مشکلتون چیه این همه این در و اون در زدید بچه دار شید الان بلاخره بچتون صحیح و سالم به دنیا اومده زنتم که مشکلی نداره هم مهربونه هم حواسش به تو و زندگیش هست انتخاب خودت بوده
شوهرمم گفت بابا من همه چیو نمیتونم به شما بگم همه چی خوشگلی و مهربونی و اخلاق نیست
منظورش چی بوده از این حرفش؟
@niniyar
لطفا تایید کن