من خیلی حالم بد شد طوریکه روزای اول ب زور راه میرفتم . وقتی تو بیمارستان بهم گفتن این پانیکه و من بیشتر ترسیدم. باعث شد نتونم بخوابم. نمیتونستم راه برم حس میکردم پاهام بی حس هستن و ... خیلی سخت بود. نمیتونستم از خونه برم بیرون تا سوپر به زور میرفتم و تمام پر از ترس بودم ک الانه بیاد سراغم. فکر میکردم هییییچ وقت خوب نشم ولی کم کم خوب شدم. مدتها ب سراغم نیومد ولی دوباره ک نشخوار ذهنیم شروع شد پانیک برگشت ولی اینبار به شدت اول نبود چون وقتی بشناسیش میتونی راحت تر کنترلش کنه. قبلن چون بیشتر ازش میترسیدم بدتر میشدم. بار آخر ک دچارش شدم تو ذهنم میگفتم بابا هیچی نیستی ( جدیش نگیر) خودش از بین میره. اگر ازش بترسی بیشتر میشه