2777

غزلبانو #

برای هشتگ "غزلبانو" 384 مورد یافت شد.


با من قدم بزن 

در ازدحامِ غربت این شهر سوت و کور

در این فضایِ ترس

حجمِ بدونِ نور

با من قدم بزن

بگذار شانه هام 

همپایِ شانه هات

این کوچه هایِ خلوتِ غم را گذر کند

بگذار ابرِ چشم

گاها بدونِ مکتث

باران شود، ببارد و بی وقفه تَر کند

می ترسم از سکوت

از این مرورِ سرد

از بغض و رنج و درد

از اینکه زندگی ، با من چه ها نکرد

با من قدم بزن

شاید کنار تو 

این کوچه هایِ خلوتِ غم ها به سر شود

شاید سحر شود 


غزلبانو#  

ای جان

دورتون بگردم 

تمام خوبی ها از خودتونه 

باعث سعادت بنده س هم کلامی با شما و باقی دوستان 

بی شک خودم بهتون نیاز دارم و اینکه توی این جمع هستم خیلی خیلی باعث تغییر روحیه م شده 


مانا باشید مهربون جان 


توی دنیا فقط تویی اصلا 

روی زخمم نمک نمی پاشی 

اتفاقات خوب یعنی تو 

تا تهِ قصه پیش من باشی


غزلبانو#  

چالش‌شعر#  

“دلبسته به یک ثانیه دیدار تو بودم”
یک عمر پر از حسرت و اصرار تو بودم
یک لحظه تو را دیدم و عاشق شدم آن سان
اندازه ی یک عمر وفادار تو بودم
دل دادم و دل بردی و دل بسته شدم سخت
یک عمر ندانسته گرفتار تو بودم
با بغض گلو ، چشم پر از اشک و دلی خون
مجبور به تکذیب تو ، انکار تو بودم
ای کاش شبی تا سحر آرام و سبک بال
در وسعت آغوشِ تو سرشار تو بودم
افسوس ندیدی که غزل پشت غزل ، مست
هر لحظه فقط در تب تکرار تو بودم
احساسِ “غزل بانوییم” راویِ غم شد
آن لحظه که من شاعر اشعار تو بودم


غزلبانو#  

چالش_شهر#  


"در هوایت بیقرارم روز و شب"

هیچ آرامش ندارم روز و شب

از درون پاییزم و لبریز غم

ظاهراً ابر بهارم روز و شب

خوب می دانم که باید عین ابر

هی ببارم هی ببارم روز و شب

لحظه ای با دیدنت عاشق شدم

بر غمت عمری دچارم روز و شب

بی خداحافظ گذر کردی ز من 

من ولی چشم انتظارم روز و شب 

خیره ام بر راه با چشمان خیس

لحظه ها را می شمارم روز و شب

می شود از خوابِ غم بر خیزم و 

حس کنم هستی کنارم روز و شب؟

من پر از تنهایی و دلواپسی

گریه کردن بوده کارم روز و شب 

با "غزل بانو" شدن ، از حسِ درد

سخت در حال فرارم روز و شب


غزلبانو#  

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

عمل بینی

krjxjisks | 1 ساعت پیش
داغ ترین های تاپیک های امروز