خسته ام از این همه تکرار
از این همه بودن های تو
از صبح هایی که با صدای تو بیدار میشوم
از شبهایی که مست عطر تنت گرم خواب می شوم
از شیرینی خواب هایی که عسل از لبهایت می ریزد
خسته ام از تمام این تکرارها
خستم از تو که مرز خیال را قدم میزنی
و من
و این من واقعی را لگدمال می کنی
ای کاش وقت رفتنت این همه بودنت را هم می بردی
خسته ام از جنون
خسته ام از تو
خسته ام از بودنت
خسته ام از نبودنت
خسته ام از مردگی
خسته ام از زندگی
خسته ام.........
ماه بی تکرار تو