2777

غزلبانو #

برای هشتگ "غزلبانو" 384 مورد یافت شد.

چالش‌شعر#


“من دلم تنگ که نه ، غمزده ی چشم تو بود”
شده دل مست، از آن لحظه که دل از تو ربود
باید از چشمِ غزل دید تو را ، از تو سرود
تو برای منی و کور شود چشم حسودِ

چه بگویم که تو در قلب من و جان منی
تو به یک جمله چنین هستی ‌و ایمان منی

گفته بودم که دلم تنگ ، نه ، غمدار تو شد
تا به خود آمده، دیدم که گرفتار تو شد
تا دلم دید تو را ، مست ز دیدار تو شد
دل آشفته به یک لحظه بدهکار تو شد

تو فقط دلخوشیِ این دل ویران منی
درد باشد به دلم ، مرهم و درمان منی

عاشقم ، عاشق چشمان تو ، حالم خوب است
با تو این عمر ، گذر کردن آن مطلوب است
لحظه ای یاد تو ، تسکین دل آشوب است
عشق از جنس تو باشد ، چقَدَر مطلوب است

اعتبار من و اشعار پریشان منی
علت حال خوش و حس غزلخوان منی

کاش می شد که تو را وصف کنم با غزلم
بنویسم که تو عشق ابدیّ و ازلم
گاه در شعر تو را سخت بگیرم بغلم
هی خطابت کنم ای قند و نبات و عسلم

در همان شعر بگویم که تو عرفان منی
تو شروع منی و آخر و پایان منی


غزلبانو#  

چالش‌شعر#


“در کوچه ی خوشبختی ما رهگذری نیست”
انگار نه انگار از آنها اثری نیست
چشمان همه عاشق و دلداده چه خیس است
باران زده اما قدمی خاک تری نیست
بیدار نشستیم به امیّد رسیدن
تاریک تر از قبل و امید سحری نیست
چشمان به در دوخته و حال پریشان
اینبار هم از عشق گمانم خبری نیست
در خلوت شب ، حس غزل گفتن دل هست  
افسوس در آن، شمعِ شبِ شعله وری نیست
با بغض گلو ، داغ جگر ، شعر سرودن
بالاتر از این شعر و غزل ها هنری نیست
باید بنویسیم غزل پشت غزل درد
جز شعر و غزل مرهمِ زخم جگری نیست
در شعرِ “غزل بانوی”آشفته ی عاشق
گر عشق نباشد خبر از جلوه گری نیست

غزلبانو#