2777
2789
عنوان

«شعر ٣»

| مشاهده متن کامل بحث + 20368 بازدید | 3056 پست
سپاس از اظهار لطف شما  


عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی حیرت و دلدادگی

عشق یعنی تا ابد جانم بخوان
عشق یعنی تا سحر پیشم بمان

عشق یعنی اخم کردم تو بخند
عشق یعنی با بوسه لبها را ببند

عشق یعنی ناگفته از چشمم بخوان
عشق یعنی حرف با  ابرو بدان

عشق یعنی از غمت ویرانه ام
عشق یعنی واله  و دیوانه ام

عشق یعنی من تو را پروانه ام
عشق یعنی در دلت دردانه ام

'"عشق یعنی هرچه داری نیم کن
عشق یعنی قلب خود تقدیم کن""


 


تعطیل🚫                                                                                 

سلام دخترا میگم شما از کجا لباس زیر می‌گیرید؟ من امروز اولین سفارشم رو از سامان لعیا گرفتم تولیدی تخصصی لباس زیره. کیفیتش خیلی خوب بود، فقط دغدغه‌م هزینه ارسال بود که با کد free برام رایگان شد. تا کدش رو نبستن شما هم برید سفارش بدید.

عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی حیرت و دلدادگی عشق یعنی تا ابد جانم بخوان عشق یعنی تا سحر پیشم بما ...

ای جانم 

خیلی عالی عزیزم

"عشق یعنی تا سحر پیشم بمان"

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
خیلی دوست داشتنی هستی💗💗💗

عزیزم 

اگه رفتاری از سمت من می بینید انعکاس رفتار خوب خودتونه مهربونم 

خودتون عزیز و دوست داشتنی هستی نازبانو جانم

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
عزیزم  اگه رفتاری از سمت من می بینید انعکاس رفتار خوب خودتونه مهربونم  خودتون عزیز و دوس ...

فداتون😍😍😍❤❤❤💖💖💖

تعطیل🚫                                                                                 

چالش شعر#  


"عشق یعنی مستی ودیوانگی"

گِرد شمع دل فقط پروانگی

بیقراری در عبور روزها

شب سراسر آه و اشک و سوزها

شب به شب بیدار ماندن تا سحر

خیره بر مهتاب با چشمانِ تر

خیره بر مهتاب یعنی روی یار

دیدن زیبایی روی نگار

عشق یعنی بغض های گاه گاه

اشک و درد و هق هق و تکرار آه

عشق یعنی با دلی لرزان وخون

رفتن از خویش و رسیدن تا جنون

باز دل تنها شده در بی کسی

باز اینجا پر شد از دلواپسی

حال دل آئینه ی عشق است و درد

حال دل انگار یک پاییز سرد

حال دل آشفته و آشوب شد

گاه گاهی بد و گاها خوب شد

گاه بی تاب و دمی آرام بود

حال دل ، در کل ولی ناکام بود

علت آشوب دل جز عشق نیست

چشم بارانی شد و هر دم گریست

چشم تر شد ، آه بر لب ها نشست

بارها باران گرفت و دل شکست

بارها شب گریه بود و درد بود

عاشق بی تاب، یک شب گرد بود

عشق وقتی توی جان ماوا گرفت

درد و غم اینگونه در دل جا گرفت

عشق یک تقدیر بی انکار شد

بعد از آن عاشق چنین بیمار شد

زخمِ دل را اشک، تنها مرهم است

حاصل این عشق اندوه و غم است

کاش می شد دردها درمان شود

این "غزل بانو" غمش پایان شود

 

 غزلبانو#  

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
چالش شعر#   "عشق یعنی مستی ودیوانگی" گِرد شمع دل فقط پروانگی بیقراری در عبور روزها شب س ...

من سکوت میکنم..حرفی ندارم...

فقط به احترام تمام قد می ایستم وسرمو به نشانه ی احترام خم میکنم در مقابلتون❤❤❤ 


تعطیل🚫                                                                                 
چالش شعر#   "عشق یعنی مستی ودیوانگی" گِرد شمع دل فقط پروانگی بیقراری در عبور روزها شب س ...

فوق العاده بود👌بسیار دلنواز❤

شما بی نظیری غزل بانو 🌻

دوستت دارم ای خیال لطیف ....دوستت دارم ای امید محال... 🍂🖤
من سکوت میکنم..حرفی ندارم... فقط به احترام تمام قد می ایستم وسرمو به نشانه ی احترام خم میکنم در مقا ...

نفرمائید اینطور 

اینکه وقت میزارید و شعرامو می خونید برام اندازه دنیا ارزش داره 


در برابر این حجم از زیبایی احساس شما توی اشعارتون واقعا این شعرها ناچیزه بانو جان

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز