2777

غزلبانو #

برای هشتگ "غزلبانو" 384 مورد یافت شد.

این غزل برای من خیلی ارزشمنده ، با احترام تقدیم به شما و تمام دوستانم در این تاپیک : 


وقت است که بنشینم و از غم بنویسم

از عشق، از این وسعت مبهم بنویسم

وقت است که آغاز کنم مرثیه‌ای را

تا آنچه که بگذشت به قلبم بنویسم

چون عصر غم‌انگیز و غم‌آلوده‌ی پاییز

ابری شوم اینگونه و نم‌نم بنویسم

هی فکر کنم پیش منی بعد کنارت

بنشینم و از درد مجسم بنویسم

آرام تو زخم جگرم را بشماری

من قافیه تا قافیه مرهم بنویسم

از اول شب تا خودِ آرامِ سحرگاه

هم‌پای تو هم گریه کنم، هم بنویسم

دوری زِ من و دلخوشم اینجا که خیالت

علت شده اینگونه مصمم بنویسم

یک روز اگر یاد تو در قصه نباشد

باید که از این مرگ مسلم بنویسم

تکرار تو زیباست ولی موجب درد است

تسکین بده تا از تو دمادم بنویسم

در این غزلم تا که هوایی نشوم باز

مجبور شدم نام تو را کم بنویسم


غزلبانو#  



چشم هایم را ببین ، محو تماشای تو شد 

محو این زیباییِ بی حد و همتای تو شد 

این دل بی تاب و ناآرام و هر دم بیقرار 

یک نظر دیدت ولی یک عمر شیدای تو شد


غزلبانو#  


ببخشید خیلی تمرکز نداشتم برای نوشتن ، یه بداهه ی دست و پا شکسته شد 

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

عمل بینی

krjxjisks | 3 ساعت پیش
داغ ترین های تاپیک های امروز