2777

غزلبانو #

برای هشتگ "غزلبانو" 372 مورد یافت شد.

این غزل برای من خیلی ارزشمنده ، با احترام تقدیم به شما و تمام دوستانم در این تاپیک : 


وقت است که بنشینم و از غم بنویسم

از عشق، از این وسعت مبهم بنویسم

وقت است که آغاز کنم مرثیه‌ای را

تا آنچه که بگذشت به قلبم بنویسم

چون عصر غم‌انگیز و غم‌آلوده‌ی پاییز

ابری شوم اینگونه و نم‌نم بنویسم

هی فکر کنم پیش منی بعد کنارت

بنشینم و از درد مجسم بنویسم

آرام تو زخم جگرم را بشماری

من قافیه تا قافیه مرهم بنویسم

از اول شب تا خودِ آرامِ سحرگاه

هم‌پای تو هم گریه کنم، هم بنویسم

دوری زِ من و دلخوشم اینجا که خیالت

علت شده اینگونه مصمم بنویسم

یک روز اگر یاد تو در قصه نباشد

باید که از این مرگ مسلم بنویسم

تکرار تو زیباست ولی موجب درد است

تسکین بده تا از تو دمادم بنویسم

در این غزلم تا که هوایی نشوم باز

مجبور شدم نام تو را کم بنویسم


غزلبانو#  



چشم هایم را ببین ، محو تماشای تو شد 

محو این زیباییِ بی حد و همتای تو شد 

این دل بی تاب و ناآرام و هر دم بیقرار 

یک نظر دیدت ولی یک عمر شیدای تو شد


غزلبانو#  


ببخشید خیلی تمرکز نداشتم برای نوشتن ، یه بداهه ی دست و پا شکسته شد 


با من قدم بزن 

در ازدحامِ غربت این شهر سوت و کور

در این فضایِ ترس

حجمِ بدونِ نور

با من قدم بزن

بگذار شانه هام 

همپایِ شانه هات

این کوچه هایِ خلوتِ غم را گذر کند

بگذار ابرِ چشم

گاها بدونِ مکتث

باران شود، ببارد و بی وقفه تَر کند

می ترسم از سکوت

از این مرورِ سرد

از بغض و رنج و درد

از اینکه زندگی ، با من چه ها نکرد

با من قدم بزن

شاید کنار تو 

این کوچه هایِ خلوتِ غم ها به سر شود

شاید سحر شود 


غزلبانو#  

ای جان

دورتون بگردم 

تمام خوبی ها از خودتونه 

باعث سعادت بنده س هم کلامی با شما و باقی دوستان 

بی شک خودم بهتون نیاز دارم و اینکه توی این جمع هستم خیلی خیلی باعث تغییر روحیه م شده 


مانا باشید مهربون جان 


توی دنیا فقط تویی اصلا 

روی زخمم نمک نمی پاشی 

اتفاقات خوب یعنی تو 

تا تهِ قصه پیش من باشی


غزلبانو#  

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

یاس🔥

my_00 | 12 ثانیه پیش

روغن مار

تپاله_برقی | 32 ثانیه پیش