2777

غزلبانو #

برای هشتگ "غزلبانو" 372 مورد یافت شد.

چالش‌شعر#  


ببخشید دوستان ، این شعر رو همین الان و بدون هیچگونه تمرکز نوشتم ، اگه به دلتون ننشست منو ببخشید ، واقعا با این شرایط جسمی م ، امکان نوشتن بهتر از این برام مقدور نبود 


“شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست “
علت فکر و ذکر من ، چهره ی بی مثال توست
حس تغزل منی، ذکر توکل منی
نام تفال منی ، آخر حرف ، فال توست
کاش تو یار من شوی ، دار و ندار من شوی
کاش قرار من شوی، این همه اش محال توست
نام تو شد کلام من ، عطر تو در مشام من
بی تو همه حرام من ، جان بدهم حلال توست
شعر مرا بهانه ای ، مطلع عاشقانه ای
هر غزلم نشانه ای ، از همه شرح حال توست
شعر رسیده آخرش، شاعر و دیده ی ترش
بیت به بیت دفترش، حسرتی از وصال توست


غزلبانو#  

چالش‌شعر#  

با عرض معذرت به دلیل تاخیر در پست نمودن شعر چالش روز گذشته 


“هوا خواه توام جانا و‌ میدانم که میدانی”
و می دانم که تا آخر، به پای عشق می مانی
اگر گاهی پر از دردم، ز دنیا گاه دلسردم
به دنبال تو می گردم، که تو بر غصه پایانی
تویی آرامِ جان دل، تویی عشق نهان دل
نوشتم از زبان دل ، که هم دینی هم ایمانی
شب سرد زمستان شد، هوا تکرار باران شد
نمی ترسم که طوفان شد، بهاری در زمستانی
مرا در خویش مهمان کن ، تنم را بوسه باران کن
دل من را غزل خوان کن ، عجب شوری است مهمانی
چنین در انتظارت من ، پر از آغوش و بوسیدن
بیایی بر لبم گاهاً، گلی از بوسه بنشانی
اگرچه عشق غمگین است، کنارت درد شیرین است
تمامِ حرفِ من‌ این است ، تو خود دردی و درمانی
“غزل بانوت” می مانم، برایت شعر میخوانم
از این حسِّ فراوانم، شده این شعر عرفانی


غزلبانو#  

چالش‌شعر#  


“ز دستم بر نمی خیزد، که یک دم بی تو بنشینم”
به هر جا چشم میدوزم، بجز رویت نمی بینم
تو دنیایم شدی، وقتی ، نگاهم در نگاهت شد
شدی از آن زمان پایانِ احساسات غمگینم
شروع قصه ام بودی، بمان تا آخرش با من
که من با بودنت بر آخر این قصه خوش بینم
در اوج درد و دلسردی ، به لب لبخند آوردی
چه زیبا با وجودت داده ای بر درد ، تسکینم
“غزل بانو” مرا نامیدی از آن لحظه تا اکنون
برایت از شبِ شعر و غزل مهتاب می چینم


غزلبانو#