2777

غزلبانو #

برای هشتگ "غزلبانو" 384 مورد یافت شد.

در عمق چشمان تَرَش اندوه جاری ا­ست

با خنده­ هایش در پی انکار درد است

می­ خندد اما توی قاموس غزل­ ها

معنای چشمِ تر، همان اقرار درد است


بانوی شاد قصه­ هایم غصه­ ها را

کز کرده در تنهائیش هی می ­شمارد

با آنکه می­ داند دلیل غصه­ اش را

او همچنان زن بودنش را دوست دارد


بین دوراهی در دلش ترس است و تردید

زن بودن و مادر شدن حسی عجیب است

حس می­ کند این دل شکستن­ های آرام

یعنی که از مادر شدن­ ها بی­ نصیب است


با اشک ­هایش جای مرهم روی این زخم

اندوه بر اندوه دیگر می ­گذارد

پشت حصار حسرت این آرزویش

بر روی زانوی غمش سر می­ گذارد


بانوی شاد قصه­ ها شب را رها کن

بگذار لبخند لبت معنا بگیرد

این پیله ­ی تنهائیت را پاره ­تر کن

تا زندگی در زنده بودن پا بگیرد


گاهی برای زندگی یک عشق کافی­ است

کافی­ است بر زن بودنت مغرور باشی

مادر شدن یک اتفاق بی ­نظیر است

اما نباید اینچنین مجبور باشی


تا آخر این قصه کلی راه باقی­ است

زین پس رها کن از وجودت خستگی را

زن بودن و مادر شدن زیباست اما

از فکر و ذهنت پاک کن وابستگی را


زن می­ تواند تا ابد یک زن بماند

مانا کند یک زندگی را عاشقانه

بی­ آنکه مادر باشد آری می­ تواند

جاری کند احساس پاک مادرانه


بانوی من، این قصه را زیباترش کن

من در تو می ­بینم که آری می­ توانی

یک اتفاق سبز در حال ظهور است

کافی ­است با زن بودنت جاری بمانی


غزلبانو#  

سپاس از شما 


مرور می کنم روزی را که با خبر شدم از رفتنت از این شهر 

تو رفته بودی مدت ها قبل ولی من 

تازه متوجه شده بودم 

دلگیر شدم از این بی خبری

شکستم از این بی ارزشی 

بغض کردم از این بی لطفی


بی خبرم کردی از رفتنت 

بی ارزشم کردی از نگفتنت

بی لطفی کردی از خداحافظی نکردنت


مرور می کنم آخرین جمله ات را 

در پاسخ به گله مندی ام

از بی خبری

بی ارزشی 

و بی لطفی 


در خود فرو ریختم وقتی پاسخم دادی :

"نیازی به گفتن نبود وقتی مطمئن شوی فاصله فاصله است

چه در یک قدمی چه در چند فرسنگی

وقتی برای هم نباشیم"



غزلبانو#  

این پنج کلمه قسمتی از یه چهار پاره س 

همیشه زمزمه میکنمش 

چه وقتی که آشوبم ، چه وقتی که آرومم

امروز از اون روزای آشوبمه


با احترام یه پاره ش رو تقدیم می کنم : 


باور نکن حرفِ منو ، حال دلم خوش نیست

جوری دلم آشوبه که می لرزه سرتاپام 

یک لحظه از یادم نمیره اتفاق عشق

هر جا رو می بینم تویی ، اما چرا تنهام 


غزلبانو#  

چالش‌شعر#


“تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق”
به پایت تا ابد می مانم ای عشق
چه حس مبهمی دادی به قلبم
که گاها شاد و گه گریانم ای عشق
اگر در من زمستان جان بگیرد
در آغوش تو تابستانم ای عشق
به دل دردی است بی پایان و بی وصف
دلیل درد را می دانم ای عشق
تو خود دردی ‌و درمانی برایم
چنین افتاده ای بر جانم ای عشق
کجایی تا ببینی از غم تو
شبیه خانه ای ویرانم ای عشق
هوای گریه در من جان گرفته
چه غمگین غرق در بارانم ای عشق
نفس ، بغض گلو را می شمارد
گمانم لحظه ی پایانم ای عشق
بخوان از واژه های درد ، من را
که پشت کوه غم پنهانم ای عشق
بیا آغوش را وا کن که یک بار
به لبها بوسه ای بنشانم ای عشق
شب است و محفل شعر تو برپاست
منم ناخوانده ات مهمانم ای عشق
“غزل بانو” شدم تا با غزل هام
بگویم سخت سرگردانم ای عشق

غزلبانو#  

داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   gggcgffv  |  5 ساعت پیش