خونه عموم روبروی خونه ماست.زن عموم از دیشب تاالان خونه پدرشه الان رفتم پایین زباله رو بزارم دم در ی زن رو دیدم هفت قلم ارایش ومعلومه از صورتش از اوناس در خونه عموم نیمه باز بود اونم ی نگاه ب اینور اونور خیابون کردچون هوا سرده خیابون سوت و کوره ی ۲۰ د رف بالا درم بست پشت سرش من پشت در قایم شده بودم دید میزدم منو ندید.واقعا خیلی جا خوردم معلومه دیگ کارش چیه زنه حالم از عموم بهم خورد ب دخترعموم پیام دادم گفتم هنو خونه داییتی گف اره فردا منو مامانم میایم خیلی دلم گرف واسشون بنظرتون چیکار کنم؟؟
ب زن عموم بگم ب عموم یا چیکار کنم🥺🥺 خیلی اعصابم خورده فک نمیکردم عموم همچین ادمی باشه