سلام،زن داداش من همسایمون هست هر چند وقت یکبار تو ی کاغذ برا من مینویسه ک مثلا ناهار درست کن بیایم اونجا یا شام درست ،یا میگه اش درست کن بیایم اونجا،منم مجردم بعضی وقتا مواد غذایی تو خونه نداریم یا مادرم از چشم من میبینه ،یا بقیه هم توقع مهمونی دادن از منو دارن در صورتی ک پدر و مادرم میلی ب مهمونی دادن ندارن ،الان نزدیک شب یلدا همه توقع دارن من همه چی بخرم درست کنم و دعوت کنم در صورتی ک پدر و مادرم مخالف هستن البته جلو خودشون حرفی نمیزنن بنظرتون من چکار کنم چی ب زن داداشم و بقیه بگم
من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی
چند شبه دلم گرفته،، دلم هوای حرم کرده،، ولی گمون نکنم اقا دیگه منو بطلبه.اگه خوبی یا بدی دیدین ازمحلال کنین،، یه صلوات واسه حاجت روایی خودموخودت:الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خدایا،،چنین کن سرانجام کار،،، که تو خشنود باشی و ما رستگار...
وا چه عجیب من به مامان خودم روم نمیشه بگم فلان چیزو درست کن. 😑
عجیب برا یک دقیقه اش ،رفته ب داداشم گفته فلانی میگه وسایل ترشی بخر من برات درست کنم ی روز داداشم با وسایل ترشی لیته اومد گفت درست کن قبول کردم بعد گفتم داداش اذیت شدیا هی رفتی خرید گفت فرمایش خودت ،در صورتی ک زنش ب من گفته بود وسیله بخرم درست کنی من حرفی نزدم ،ب داداشم هم لوش ندادم
من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی
من ۲۵سالم،ن خونه دار مجرد،چمدونم میده ب پسرش بیاره
تو هم تو کاغذ نوشنی امشب آبگوشت داریم بنویس فردا میایم خونتون زحمت آش با خودت
مادر کی میایی تا من هم طعم شیرین مادر شدن رو بچشم؟ جانانم چند بار است که خواب تو را دیده ام در بغل بودی چه حس شیرینی بود بودنت .دلبندم چند تار موهای مامان و باباسفید شده پس تو نمیخواهیی بیایی و بمانی برای من برادرت تا ۳۹ هفته مهمان دلم بود چقدر حس زیبایی بود بودنش برای من اما برادرت قبل آمدن به بغلم به سوی آسمان پر کشید مادر این همه درد و رنج کافی نیست ؟؟؟؟درد از دست دادن برادرت درد نیامدن تو مادر دلم برای در آغوش گرفتنت پر میکشد تا کی حسرت شنیدن خنده هایت را بکشم مادر کی تو میایی من را صدا کنی مامان و من با همه وجودم بگویم جانم عزیزتر از جان مادر
من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی
با خوندن تاپیکت خیلی حرص خوردم یسال از من بزرگتری مگه کوزتی که ازت این همه توقع دارن. خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند. مقصر خودتی خودتم میتونی درست کنی به جهنم که با داداشت دعوا کنه ولکن بابا زنو شوهر دو روز دعوا کنن روز سوم آشتی میشن به خودت فکر کن به این طرز رفتارشون فکر کن انگار دارن با کلفت خونشون رفتار میکنن که هرچند آدم با کلفت هم اینجور برخورد نمیکنه. مقصر تویی که دلت بر داداشت میسوزه که یوقت دعوا نکنن اما همون داداش میتونه بگه اینجوری نگو یا به احیمم کمک کن یا زنگ بزن چرا نامه میدی دستش یا بگه خواهرم سنی نداره برو کمکش
تو دیگه چ بدختی هستی😐 چقد مسئولیت پذیری تو مگه اونا رو زاییدی؟ من بشقابمو به زور تو سینک میزارم😕
خخخخ،مث دختر خواهر می ،اونم میخنده ب من
من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی
چند شبه دلم گرفته،، دلم هوای حرم کرده،، ولی گمون نکنم اقا دیگه منو بطلبه.اگه خوبی یا بدی دیدین ازمحلال کنین،، یه صلوات واسه حاجت روایی خودموخودت:الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خدایا،،چنین کن سرانجام کار،،، که تو خشنود باشی و ما رستگار...