سلام،زن داداش من همسایمون هست هر چند وقت یکبار تو ی کاغذ برا من مینویسه ک مثلا ناهار درست کن بیایم اونجا یا شام درست ،یا میگه اش درست کن بیایم اونجا،منم مجردم بعضی وقتا مواد غذایی تو خونه نداریم یا مادرم از چشم من میبینه ،یا بقیه هم توقع مهمونی دادن از منو دارن در صورتی ک پدر و مادرم میلی ب مهمونی دادن ندارن ،الان نزدیک شب یلدا همه توقع دارن من همه چی بخرم درست کنم و دعوت کنم در صورتی ک پدر و مادرم مخالف هستن البته جلو خودشون حرفی نمیزنن بنظرتون من چکار کنم چی ب زن داداشم و بقیه بگم
من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی
یعنی مینویسه رو کاغذ خودش و دعوت میکنه شام و ناهار؟ چه پررو
روراست بهش بگید من نمیتونم
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀 دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
یعنی مینویسه رو کاغذ خودش و دعوت میکنه شام و ناهار؟ چه پررو روراست بهش بگید من نمیتونم
آره میده پسرش برام میاره ،صبح دیدم ی کاغذ پسره داد دستم نوشته بود اش بپز ،منم نوشتم سلام ناهار آبگوشت داریم بیاید
من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی
من مجردم خونه دار ،ما تقریبا سالی دوبار میریم ،بدون دعوت نمیریم ،یا بگیم غذا بپز بیایم اصلا
من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی
آره میده پسرش برام میاره ،صبح دیدم ی کاغذ پسره داد دستم نوشته بود اش بپز ،منم نوشتم سلام ناهار آبگوش ...
اشتباه کردی بهش رو دادی مینوشتی ما امروز ناهار نداریم شما چی دارید ما بیایم پیشتون
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀 دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫