2777
2789
عنوان

زن داداشم

2654 بازدید | 149 پست

سلام،زن داداش من همسایمون هست هر چند وقت یکبار تو ی کاغذ برا من می‌نویسه ک مثلا ناهار درست کن بیایم اونجا یا شام درست ،یا میگه اش درست کن بیایم اونجا،منم مجردم بعضی وقتا مواد غذایی تو خونه نداریم یا مادرم از چشم من میبینه ،یا بقیه هم توقع مهمونی دادن از منو دارن در صورتی ک پدر و مادرم میلی ب مهمونی دادن ندارن ،الان نزدیک شب یلدا همه توقع دارن من همه چی بخرم درست کنم و دعوت کنم در صورتی ک پدر و مادرم مخالف هستن البته جلو خودشون حرفی نمیزنن بنظرتون من چکار کنم چی ب زن داداشم و بقیه بگم 

من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یعنی مینویسه رو کاغذ خودش و دعوت میکنه شام و ناهار؟ چه پررو 

روراست بهش بگید من نمیتونم

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر      لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀     دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام                  سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
یعنی مینویسه رو کاغذ خودش و دعوت میکنه شام و ناهار؟ چه پررو  روراست بهش بگید من نمیتونم

آره میده پسرش برام میاره ،صبح دیدم ی کاغذ پسره داد دستم نوشته بود اش بپز ،منم نوشتم سلام ناهار آبگوشت داریم بیاید

من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی 

رک و راست به داداش هات بگو پدرومادرت اذیتت میکنن فکرمیکنن تو دعوت کردی و بدشون میاد تا اونا خودشون به خانم هاشون بگن که نریم  

دی شیخ باچراغ همی گشت گرد شب / که از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست . گفتند یافت می نشود جسته ایم ما/ گفت انکه یافت می نشود آنم ارزوست 
شاغلی ؟ شما خونشون میرید؟ شاید میخواد تلافی کنه رفتنتونو

من مجردم خونه دار ،ما تقریبا سالی دوبار میریم ،بدون دعوت نمیریم ،یا بگیم غذا بپز بیایم اصلا

من خیلی ساده ام ،خیلی بهم ظلم شد ،خیلی دلم شکست ،اما برا دیگران همیشه مثل کوه بودم ،تو دوستم مثل من نباش گرگ باش فقط و فقط گرگ باش تا زنده بمونی و زندگی کنی 
آره میده پسرش برام میاره ،صبح دیدم ی کاغذ پسره داد دستم نوشته بود اش بپز ،منم نوشتم سلام ناهار آبگوش ...

اشتباه کردی بهش رو دادی مینوشتی ما امروز ناهار نداریم شما چی دارید ما بیایم پیشتون

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر      لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀     دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام                  سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز