فقط از یه چیزی که خیلی تو عقد خجالت کشیدم . تو عقد بودیم .من کارمند شوهرم بودم صبح باهاش میرفتم سرکار . مادرشوهر احمقم اومده بود خونه شوهرم شهرستان. احمق رفته بود تو اتاق وسایل و جابه جا کرده بود و فوضولی .تشکمون و جمع کرده بود بسته کاندوما زیرش بود برداشته بود گذاشته بود تو طاقچه . ظهر که اومدم دیدم خیلی خجالت کشیدم دیگه از اتاق بیرون نیومدم . شوهرمم مامانش و دعوا کرد که چرا رفتی تو اتاقمون دست وسایل زدی زشته دست به وسایل زن و شوهر میزنی