١. امروز چهارمین سالگرد عقدمونه. ٢. شش روز دیگه پسرمون قراره به دنیا بیاد. ٣. بیشترین زمانی که از زندگیم از عشقم از خانواده ام از رابطه ام با خدا و از شرایط و موقعیت خودم از همه نظر راضی بودم و خدا رو شاکر، همین روز و همین ساعت و همین لحظه ست. ٤. راحت به دست نیاوردم اینارو، برای تک تک شون و برای رسیدن به این لحظه یه عالمه تلاش کردم و خودسازی. خواستم شما رو تو خوشحالی خودم شریک کنم به عنوان هم جنس های خودم که زن بودن سخت ترین کار دنیاست. و ازون مهم تر هدفم از ایجاد این تاپیک این بود که فک کردم به عنوان یه بنده ی راضی و شاکر و شاد، و یه مادر که بی صبرانه منتظر نوزادشه با زایمان طبیعی و دقیقه ها رو داره می شماره برای دیدنش، توی این ماه قشنگ عزیز، یه جورایی موظفم دعاهاتون رو به گوش خدا برسونم. البته فقط افتخار اینو داشته باشم که برای دیگران توی این حس و حال دعا کنم وگرنه که خودم هیچ قابل نیستم فقط شاید خدا به خاطر فرشته بندانگشتی توی دلم یه نگاهی به هممون کنه برای روز به روز بهتر شدن و بهتر بودن و بهتر ماندن..