من رابطه ام با جاریم خوب بود خودش که میگفت مثل خواهرشم با من راجب خانواده شوهرم درد و دل میکرد منم همینطور تا اینکه فهمید من باردارم و میدونست شرایط منو و رفت به مادر شوهر و خواهر شوهرم بدون اینکه حرفای خودشو بزنه پیاز داغ و دروغ قاطی حرفای من کرد و به اونا تحویل داد..من زنگ زدم بهش زیر بار نرفت این حرفارو زده یهو یه حرف دروغ از جانب خانواده شوهرم بهم گفت که من داغون شدم
من یه برادر دارم که ۱۰ سال از من کوچیکتره و تمام جونمه متاسفانه مشکل ذهنی داره جاریم یو استفاده کرد و به من گفت که فلانی(خواهر شوهرم) میگه بچش مثله داداشش میشه بعد میشینه میگه تقصیر ما بوده که من هنوزم که ۲ روز از ماجرا میگذره داغ دلم آروم نشده و مطمئن شدم این حرف خود جاریم بوده چون چند وقت پیش هم بچش به من گفت داداشت مغز نداره معلومه خیلی برادر منو مسخره میکنن