سلام من چند بار تاپيك زدم از دعواهام با شوهرم و كتك كاريامون بعد كتك زدن شديدش خيلي ازش سرد شدم من دندونپزشكم و شوهرم فوق ليسانس مديريت گاهي علاوه بر كارهاش از اينكه با هم تطابق تحصيلات هم نداشتيم دل زده تر ميشدم تا چند روز پيش رفتم اين چت رو م ها و با يك متخصص پوست اشناشدم از وقتي باهاش چت ميكنم حالم خوبه و شادم ميگ بيا واست رايگان ليزر كنم و ... خودش هم خانومش ديسپاروني داره اينكه رابطه هاش همش دردناك ه و از هم زده شدن حتا بهم پيشنهاد رابطه هم داد البته ك من حتا نميتونم فكرشو كنم نميدونم چطور تموم ش كنم يا باهاش ادامه بدم منك ميدونم اخرش با شوهرم طلاقه كاش مجرد بود بخدا حالم بده ولي عذاب وجدان ندارم ميخوام از شوهرم انتقام بگيرم بابت همه عذابايي كه سرم اورد سرم بريزيد و حمله كنين و توهين م كنين ايراد نداره چون لايقشم فقط خواستم درد دل كنم و راهنمايي بخوام
ن حمله میکنم ن توهین.بعضی اوقات ادم دیگ نمیکشه و فقط میخواد غم تموم شه و شاد باشه.ولی خودتو یلحظه بذار جای زنش.هرچقدم بد باشن باهم زنه اگه بفهمه له میشه
هردو طلاق بگیرید بعد به هم بچسبید😶خیانت خیانته حتی اگه شوهرت منفور ترین ادم روی زمین باشه
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است با ریشه چه می کنید؟گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟گیرم که می کشید گیرم که می برید گیرم که می زنید با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟
به نظرم اول زندگی خودت رو ارزیابی کن و با دلایل عقلی و محکم اگه خواستی جدا شو خیانت عذاب وجدانس و اون عزت نفسی که توش از بین میره آدمو از پا درمیاره ارزشش رو نداره
من خیلیا رو دیدم وقتی به امید یه نفر دیگه جدا میشن اونم سرکارسون میزاره