اسی من به راه حلی میگم میدونم حتما کارساز هستش خودم بارها جواب گرفتم.وقتی اومد خونه خیلی خونسرد باش .وبگو برو به مامانت یه سربزن وبه خواهراتو...ولی وقتی اومد یکی دودقیقه گذشت بگو اون خیلی روت حساس میشه ونمیره مطمعن باش دنبالت راه میوفته ولی باید لحنت خوب باشه ها.بعد اگ گفت نمیرم بگو خود دانی خواستم خوبی کنم .
درضمن بخودت هم برس واگ یه دفعه گفت تو نمیایی بگو نه عزیز دلم من کار دارم فعلا .فقط سلام من رو برسون .یه خورده دسترس نده .بهش خودت نپیچون .وقتی قهر کرد بزار قهر کنه وهمیشه هم بخودت برس حتی اگ سربسرت گذاشت بزار عادت کنه که زن این جوریه.واصلا بهش نگو چرا بهم توجه نمیکنی .اون مطمعن میشه غیر اون کسی رونداری ودوست داره اینجوری باشی ومطمعن باشه که دنبالشی .باید مثل خودش باشی یادت باشه محبت به اندازهرمحبت خودش باشه نه زیاد نه کم .فرش رو که لوله میکنی اگ یکی سریعتر بره جلو خوش فرم نمیشه
درضمن بهش بگو که بهدخودم میرسم چون دوست دارم واینجوری حالم خوبه بخاطر تو نیست عزیزم ولی با زباندخوش بگو ویخورده جوری که از حرف زدنش پشیمون بشه.هر روز هم بخودت برس فقط بخاطر خودت نه به خاطر این وان .هفته ای چن بار ازش اجازه بگیر برو بیرون بهش بگو حوصله ام سررفته میخوام برم قدم زنی .اگ روت غیرتی باشه میگ خودم میبرمت واگ نه میگه برو .شما هم حتما برو بزار روحیه ات خوب باشه برگشتنی از بیرون وگردشت اصلا حرف نزن اگ پرسید بگو هیچی .مثلا هرچی خوردی وکی رو دیدی ومثلا با خواهرت صحبت کردی وهر جیز دیگر طی روز نشینی براش تعریف کنی که رودست میخوری .حرف نزنی اون خودش حرف میزنه من همسرم که میاد خونه وقتی سنگین باشم مدام دنبالمه وهر حرفی داره میگه ولی امان ازاینکه بخندم ورو بدم بخدا حسابم نمیکنه وچشماش رو میبنده وهروق بهش بگم خسته ای عزیزم ویا هر محبتی کنم بی جواب میمونم حالا میدونم چیکار کنم