2777
2789
عنوان

ازدواج

137 بازدید | 2 پست

دوستای عزیز میشه راهنمایی کنید، من قبلا یه نامزدی ناموفق داشتم ،الان میخوام بعد سالها ازدواج کنم خیلی میترسم ، نمیدونم چطور طرفمو بشناسم که بعدا عوض نشه، انقدر موشکافانه پیش میرم ک اطرافیان میگن تو خیلی حساسی.


دوست عزیز؛با توجه به ۳ تاپیکی که به فاصله کمتر از ۱ هفته گذاشتی کاملا متوجه میزان اهمیت و درگیری های ذهنی و روانیتون شدم؛به درستی هم ورود به رابطه ای به قصد ازدواج مهمترین تصمیم زندگی هر فردیع و انتخاب همدم مناسبیه که بتوان با نهایت اعتماد و آرامش بی نهایت معنی رابطه و زندگی مشترک رو چشید.ولی قبل اینکه وارد موضوع اصلی بشم خواستم بصورت مقدمه یادآوری کنم که نی نی سایت به هیچ عنوان منبع و سورس قابل اعتنایی جهت موضوع به این مهمی نیست و اکثر کاربرا اوقات فراغتشون رو مخصوصا بعد قطعی نت بین الملل از روی غریزه تعامل جمعی و اجتماعی گاها وقت میگذرونن که منم مستثنی از این جمع نیستم،پس بهترین کار مراجعه به متخصصین ترجیحا غیر دولتی روانشناسی شاخه روابط خانوادگی و زندگی زناشویی و کسب نظر تخصصی و تراپی نزد اونهاس بصورت تصادفی و کاملا اتفاقی کامنت شما رو دیدم و چون سرگذشت منم تا حدود زیادی مشابه تردید فعلی شما بود که پس از چندین سال زندگی مشترک در نهایت منجر به جدایی و طلاق خود خواسته و توافقی شد که طلاق عاطفی مقدمه طلاق توافقی و رسمی شد و تازه بعد طلاق درگیر پروسه شروع فرایند درگیری سوگ عاطفی میشیم قطعا درد طلاق و شکست عاطفی رو فقط کسی میتونه درک کنه که تجربه کرده باشن جدای از جنسیت، خواه طلاق دهنده باشه یا گیرنده، مرد باشه یا زن توافقی بوده باشه یا ترافعی اعم از اینکه رابطه طول بیشتری داشته باشه یا نه عرض و عمق؛ بهرحال سوگ رو تمام کسایی که جدایی رو تجربه کردن با شدت و ضعف هایی متفاوت احساسی و زمانی متفاوت تجربه کردن دلیلم از گفتن این مقدمه این نیست که بخوام ته دلت رو خالی کنم فقط خواستم یادآوری کنم یه تصمیم اشتباه یا احساسی تو این قضیه قطعا زندگی و آینده هر کسی رو برای مدتهای مدیدی تحت تاثیر قرار میده و بعضا هم جبران ناپذیره با این مقدمه وارد بحث اصلی میشم شما اشاره کردید تو وهله اول ظاهر پارتنرتون اونی نبود که همیشه تو تخیلات و فانتزیهای ذهنی متصور بودید این موضوع یکی از مهمترین مسایل تو رابطه هست قبل اینکه به سایر مسایل شغلی مالی شخصیتی شناخت بیشتر اعتماد و..ورود کنید تو اولین قدم ظاهر طرفتون دقیقا در تضاد با ضمیر ناخودآگاه شما و تصور و رویاها، معیار و چارچوب عشقی شما حداقل بصورت ظاهری و فیزیکی بوده و عدم تمایل قلبی شما به ظاهر تو نگاه اول در کامنت اول بیانگر عدم اقناع قلبی و

درونیتونه ولی تو کامنت آخر با عنوان ازدواج بدلیل تفکر افراطی و تجزیه تحلیل مداوم و بالا پایین کردن سایر شرایط خودتون مثل ترس از بالارفتن سن، ترس از حرف و هجمه دیگران؛ ترس از تنهایی؛ نگرانی از بچه دار نشدن مادر نشدن و.... و از طرفی با توجه به اینکه تو کامنت قبلیتون اشاره کردید پارتنرتون با شخصیته عاشق شماست ابراز احساسات میکنه خوش تیپ و خوش لباسه مشکلات مالی نداره و.. باعث شد ضعف و نقصی که تو برخورد اول درک کردید حداقل از نظر معیار درونیتون باعث شد هزینه و فایده رو تو ۲ تا کفه ترازو بذارید و نقص رو علیرغم میل باطنی کوچیک و کم اهمیت جلوه بدید و در نهایت تو کامنت آخر این مشکل رو از زاویه دید خودتون انکار میکنید و نظر و دید اطرافیان رو راجب نقص موجود بولد و پر رنگ میکنید در صورتی که این حرکت واکنش طبیعی مغزه که با توجه به شرایط سعی میکنه فرار رو به جلو کنه تا بتونه عدم وجود مشکل رو تلقین و القا کنه تا میزان عذاب و ناراحتیتون رو موقتا کمتر کنه در واقع حکم مسکن مقطعی رو داره و قطعا تو بلند مدت اون منطق و تفکر منطقی هست که در مبارزه با احساس و هیجان پیروز میشه این حالت شما هم در واقع تضاد و درگیری احساس و منطق هست که تو بلند مدت قطعا نمیتونید با ظاهر برای یه عمر کنار بیاید مگه اینکه مدام احساسات قلبی و عمیقتون رو سرکوب کنید و همواره سعی در نادیده گرفتن کنید موضوع دوم اختلاف سنی حدود یکسال شماست در واقع اون آقا از شما کوچیکتر هستن ممکنه در ظاهر یکسال تفاوت مهم نباشه ولی برعکس خیلی مهمتر از اون چیزیه که فکر میکنیم به چندین دلیل اول اینکه همونطور که دخترها حدود ۷ سال زودتر از پسرها چه از نظر فیزیکی چه جنسی بالغ میشن و پسرها تازه ۷ سال و بعضا بیشتر ودیرتر از نظر جنسی و فیزیکی بالغ میشن

دوم دخترها با همین اختلاف خیلی زودتر از پسرها به بلوغ عاطفی میرسن و از پسرها خیلی جلوترن... سوم دخترها بعد از اینکه زن میشن و بعدها بچه دار و تغییر هورمونی و... باعث میشه پس از زایمان شکسته تر بنظر بیان البته از نظر بلوغ عاطفی و کامل شدن پسرها این یه اصل کلی و قاعدست و همیشه استثناهایی بر اصل هست ولی خیلی کم و به ندرت پیش میاد.... من بعد اون تجربه ای که برام رخ داد خیلی رو موضوع شکست تحقیق کردم و تماماین موارد کاملا بصورت علمی و تجربی اثبات شدست

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

و مورد چهارم و آخر در خصوص این موضوع اینکه همونطور که هیچ مردی دوست نداره از نظر قدی از پارتنرش کوتاهتر باشه و یه حس درونی مردونه منفی براش تا همیشه ایجاد میکنه که ممکنه هیچ وقت هم این موضوع رو به زبان نیاره ولی همیشه تو درونش مدام حرص میخوره و خود تحقیری ایحاد میکنه در ارتباط با کمتر و پایینتر بودن سن مرد تو رابطه هم همچنین احساس منفی رو تجربه میکنه و هیچ وقت به زبان نمیاره این موضوع رو و این دو موضوع برای طرفین رابطه حس منفی درونی ایجاد میکنه بالاخص پایینتر بودن سن مرد چون مردا غرور ذاتی و احساسات مشترک غریزی یکسانی دارن راجب این موضوع و مطمنا هیچ خانمی نمیتونه درک کنه این حسو و اینم بدلیل پیچیدگی ساختار شخصیتی و تفاوتهای دو جنس مختلف و متفاوته مردا بصورت طبیعی یه حس قدرت و اقتدار رو تو این قضیه برای خودشون متصورن و بالاتر بودن سن زن یه حسی منفی رو براشون ایجاد میکنه مثل رابطه مادر و فرزندی یه حس ناراحت کننده توصیفش خیلی سخته کلمه یا جمله مناسب جهت تشریح دقیق این حس الان تو ذهنم نیست

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز