پارسال برای آزمون استخدامی آموزش پرورش خیلییی خوندم.
آزمون کتبی کارنامه سبز شدم.
چقدر خوشحال شدم، یادمه تا دیدم قبول شدم همون موقع سجده شکر به جا آوردم.، خودمو دیگه تو لباس معلمی میدیدم. اصلا انگار معلم شدم...
برای گزینش چقدر خوندم. یادمه همه سوالات درست جواب دادم تا جایی که ارزیاب گفت از نظر من، شما از الان استخدامی، گفت من خیلی سالِ گزینش انجام میدم تابحال کسی مثل تو نبوده، کلا خیلی تعریف کرد.....
من خوشحااااال.........
برای مصاحبه تخصصی خیلییی کار کردم خیلیییییی. با اون شرایط سختی که داشتم، کار کردم، تلاش کردم، زحمت کشیدم.....
ولی وقتی کارنامه اومد.... قبول نشدم.
چقدر گریه کردم. هنوزم یادش می افتم گریه م میگیره....
شهریور خیلی از افرادی که باهم مصاحبه رفته بودیم، دیدم، همه قبول شدن جز من.... چرا؟!؟!
هربار از جلو مدرسه ابتدایی رد میشم گریه م میگیره. من عاشق معلمی هستم. عاشق بچه های ابتدایی.....
امروز فروشگاه رفتم چیزی بخرم. یه خانمی اومده بود، یه بسته شکلات خرید، به فروشنده میگفت معلمم، بچه های ابتدایی ازین شکلاتها دوست دارن، میخوام جایزه بهشون بدم..... گریه م گرفت. چرا من نباید معلم باشم.....