خیلی چیزا گفت همه رو یادم نیست مثلا گفت یه سفر پیش رو داری همون چند روز بعد یه سفر کوتاه که اصلا فکر نمیکردم برام پیش اومد و خبر یه طلاق و یه عروسی میشنوی واقعا یه طلاقیکه اصلا انتظار نداشتم شندیم و یه عروسی شد تو نزدیکانم حتی یکی روچند سال بود دوس داشتم پرسیدم راجع بهش گفت بهش نمیرسی یا برسی هم بیوفایی میکنه ومن اصلا فکر نمیکردم بتونم با اون آدم ارتباطی ایجادکنم ولی یه صحبتهایی یه سال بعدش با همداشتیم وابراز علاقه کرد اما دوامی نداشت وبیوفایی کردواقعا. یا مشخصات همسر ایندم روگفت من فراموش کرده بودم چهار سال بعدش که ازدواج کردم تازه یاد اون افتادموواقعا مشخصات همسرم بود