برادرم، کتاب هایی برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند، هواپیمایی به سلامت فرود می آید ، جراح لبخند زنان اتاق عمل را ترک می کند، پسر کور بینایی اش را باز می یابد، عشاق سرانجام یکدیگر را یافته اند، عروسی در راه است، تشنگان به آب می رسند، به نان و آزادی.... ـ بهار جوانی ام که از آن حرف می زدند؛ پاییز بود. و حتی آن هم نه خزان داشت نه باران.تابستان مرده آیی بود نه گرم نه سرد؛ پر از ابر هایی که نمیدانستند چگونه ببارند.شاید برای همین از زمستان نمیترسیدم...و من هنوز به روزنه ی نور آفتاب، که از لای ابر چون کورسوی امید میتابید چشم دوخته بودم، چه بی رحم بود خورشید آرزو که نمی گذاشت به اطمینان تاریکی دنیا ، دل خوش کنم.راستش من همیشه غمگین بوده ام، این غمگینی را حتی در عکسهای دوران کودکیم هم میبینم،این اندوه را، این همیشه آشنا را،من همواره در خودم داشته ام. اندوه چنان شباهتی به من دارد که میتوانم آن را به عنوان هویت بر خود نهم....
وای اصلا باور نکنیا به پیجی بود پول میگرفت اونم برای کار ادمینی و تایپ و اینچیزا استخدام میکرد... کلاه بردار بود پیجشو بستن نمیدونم خودشون بستن یا پلیس فتا...
وای اصلا باور نکنیا به پیجی بود پول میگرفت اونم برای کار ادمینی و تایپ و اینچیزا استخدام میکرد... کل ...
دقیقا اینم شکل همین نتیجه و میگه زیر نظر پلیس فتاست
برادرم، کتاب هایی برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند، هواپیمایی به سلامت فرود می آید ، جراح لبخند زنان اتاق عمل را ترک می کند، پسر کور بینایی اش را باز می یابد، عشاق سرانجام یکدیگر را یافته اند، عروسی در راه است، تشنگان به آب می رسند، به نان و آزادی.... ـ بهار جوانی ام که از آن حرف می زدند؛ پاییز بود. و حتی آن هم نه خزان داشت نه باران.تابستان مرده آیی بود نه گرم نه سرد؛ پر از ابر هایی که نمیدانستند چگونه ببارند.شاید برای همین از زمستان نمیترسیدم...و من هنوز به روزنه ی نور آفتاب، که از لای ابر چون کورسوی امید میتابید چشم دوخته بودم، چه بی رحم بود خورشید آرزو که نمی گذاشت به اطمینان تاریکی دنیا ، دل خوش کنم.راستش من همیشه غمگین بوده ام، این غمگینی را حتی در عکسهای دوران کودکیم هم میبینم،این اندوه را، این همیشه آشنا را،من همواره در خودم داشته ام. اندوه چنان شباهتی به من دارد که میتوانم آن را به عنوان هویت بر خود نهم....
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
برادرم، کتاب هایی برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند، هواپیمایی به سلامت فرود می آید ، جراح لبخند زنان اتاق عمل را ترک می کند، پسر کور بینایی اش را باز می یابد، عشاق سرانجام یکدیگر را یافته اند، عروسی در راه است، تشنگان به آب می رسند، به نان و آزادی.... ـ بهار جوانی ام که از آن حرف می زدند؛ پاییز بود. و حتی آن هم نه خزان داشت نه باران.تابستان مرده آیی بود نه گرم نه سرد؛ پر از ابر هایی که نمیدانستند چگونه ببارند.شاید برای همین از زمستان نمیترسیدم...و من هنوز به روزنه ی نور آفتاب، که از لای ابر چون کورسوی امید میتابید چشم دوخته بودم، چه بی رحم بود خورشید آرزو که نمی گذاشت به اطمینان تاریکی دنیا ، دل خوش کنم.راستش من همیشه غمگین بوده ام، این غمگینی را حتی در عکسهای دوران کودکیم هم میبینم،این اندوه را، این همیشه آشنا را،من همواره در خودم داشته ام. اندوه چنان شباهتی به من دارد که میتوانم آن را به عنوان هویت بر خود نهم....
من پولی نداده بودم میخواستم ثبت نام کنم دوستم نذاشت. که بعدا فهمیدم کلاه برداری بود
آها، فک کنم اینم کلاهبرداری باشه.....
در هر صورت مرسی که زمان گذاشتید لطف کردید🫠❤️🙏🏻
برادرم، کتاب هایی برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند، هواپیمایی به سلامت فرود می آید ، جراح لبخند زنان اتاق عمل را ترک می کند، پسر کور بینایی اش را باز می یابد، عشاق سرانجام یکدیگر را یافته اند، عروسی در راه است، تشنگان به آب می رسند، به نان و آزادی.... ـ بهار جوانی ام که از آن حرف می زدند؛ پاییز بود. و حتی آن هم نه خزان داشت نه باران.تابستان مرده آیی بود نه گرم نه سرد؛ پر از ابر هایی که نمیدانستند چگونه ببارند.شاید برای همین از زمستان نمیترسیدم...و من هنوز به روزنه ی نور آفتاب، که از لای ابر چون کورسوی امید میتابید چشم دوخته بودم، چه بی رحم بود خورشید آرزو که نمی گذاشت به اطمینان تاریکی دنیا ، دل خوش کنم.راستش من همیشه غمگین بوده ام، این غمگینی را حتی در عکسهای دوران کودکیم هم میبینم،این اندوه را، این همیشه آشنا را،من همواره در خودم داشته ام. اندوه چنان شباهتی به من دارد که میتوانم آن را به عنوان هویت بر خود نهم....