2777
2789
عنوان

لا‌تاریی

235 بازدید | 30 پست

به نظرتون ضایعس اگه یکی با لاتاریی بره امریکا؟

در مقایسه با اونایی که درسی و کاری میرن

نمیدونم چطور توضیح بدم منظورمو😂

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند...

نه خیلی

 هم خوبه بنظرم 😈

😈😈😈ما نسل بدجنس گرا هستیم،هرچه بدتر باشند،بیشتر جذبشان میشویم.😈ازکی اینقدر بدجنس شدی؟؟؟از وقتی که به ذات اصلی آدما پی بردم.😈مهربونا واقعیتا رو بهتون نمیگن،حقیقت رو همیشه از ما بدجنسا میشنوین. 😈یه دختر بد می ارزه به صدتا خوب!🖤.😈تا وقتی بد نشی نمی‌فهمن چقدر خوب بودی!😈😈😈.دَر حال مَرگ ████████▓99%.🖤🖤😈😈

  

  ن

پاینده ایران و ایرانی❤️🕊💚خدا دیرگیره ولی شیر گیره👌🏻🤣این روزا حلال زاده ها در رنجن👌🏻وطن یعنی سرای ترک تا پارس،وطن یعنی خلیج تا ابد فارس🫶❤️یک مرد واقعی از شما حمایت میکنه و به شما آزادی عمل و اندیشه میده، مرد واقعی در پوشش غیرت باعث اذیت و آزار شما نمیشه ،اما یک نر واقعی شما رو محدود میکنه و آزادی عمل رو از شما میگیره👌🏻من یک زنم خودم میتوانم واسه پوشش، رفتار و گفتار خودم تصمیم بگیرم و احتیاج به دخالت هیچ مردی نیس✌🏻💯کلمات فمنیست و روشن فکری واسه فشاریا فحش حساب میشه😂🤦🏻♀️اتفاقا درس بخونید و دانشگاه برید، تحصیلات باعث تربیت آگاهانه فرزندان والگو سازی درست میشه باعث میشه تفکر نقادانه داشته باشید و زود باور نباشید🫰🏻💞من از نسل پادشاه کوروش کبیرم😍🤍

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

نه چرا

حالا برنده شدی فکر نکنم وقتش باشه

یه زن یا هزار مشکل وسخت جونی برادر شوهرم تالاسمی ماژور دیابتیه و نارسایی قلبی و ریوی ۱۵ ساله خون دل بزرگش کردم چه شب تا صبح بیمارستان بغلم بعد از  تزریق خون یا دسفرال میلرزید چه خون دل ها خوردیم تا رسید به ۱۵ سالگی  چه شب تا صبح دنبال دارو نبودم دنبال دکتر نبودم اتاقش به جای تخت نوجوان تخت بیمارستان با دستگاه اکسیژن  هست چه شب هایی که میلرزید وبیهوش تو بغلم بود  هر دوچرخه که میدید اون شب برای من و شوهرم ماتم بود درمانده ترینم از ارزوهایی که گفته و نوشته مینویسم دوست دارم برم کوه دوست دارم دوچرخه داشته باشم دوست دارم کاکائو بخورم دوست دارم تخمه بخورم فوتبال نگاه کنم دوست دارم زنداداشم به جای کیف دارو برام کیف ورزشی بزاره دوست دارم یه شب بدون ترس از ...بخوابم 

نه،یکی از آشناهامون با لات اری رفت،خودش و خانمش دکتر بودن ایران

📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست

کجاش ضایعه اس؟

اصلا مگه لاتا ری بردن به همین راحتیه؟

بیاید به هم قول بدیم. قول بدیم درد و ناراحتی و استرس بقیه رو سبک نشماریم...شاید توی اون لحظه طرف فقط همینو میخواد.اگه دلش بچه میخواد نگیم وای بچه چیه بیخیال. اگه دلش میخواد ازدواج کنه نگیم وای شوهر چیه؟ بیخیال. هنوز زوده برات و شوهر بده و خیانت میکنه و این چرت و پرتا...اگه دلش میخواد مستقل باشه نگیم وای کار چیه؟ بخواب توی خونه. اگه دلش میخواد درس بخونه نگیم حالا اونا که خوندن به کجا رسیدن؟ با سبک شمردن درد بقیه، هیچکی فکر نمیکنه شما یه قهرمان هستید، بلکه احمق به نظر میرسید.لطفا اینو توی مغزتون پین کنید.

نه من تا حالا ننوشتم  امسال مینویسم تو فکرش نبودم اصلا

بنویس 

ولی با فکر برو من laبودم نتونستم بمونم 

یه زن یا هزار مشکل وسخت جونی برادر شوهرم تالاسمی ماژور دیابتیه و نارسایی قلبی و ریوی ۱۵ ساله خون دل بزرگش کردم چه شب تا صبح بیمارستان بغلم بعد از  تزریق خون یا دسفرال میلرزید چه خون دل ها خوردیم تا رسید به ۱۵ سالگی  چه شب تا صبح دنبال دارو نبودم دنبال دکتر نبودم اتاقش به جای تخت نوجوان تخت بیمارستان با دستگاه اکسیژن  هست چه شب هایی که میلرزید وبیهوش تو بغلم بود  هر دوچرخه که میدید اون شب برای من و شوهرم ماتم بود درمانده ترینم از ارزوهایی که گفته و نوشته مینویسم دوست دارم برم کوه دوست دارم دوچرخه داشته باشم دوست دارم کاکائو بخورم دوست دارم تخمه بخورم فوتبال نگاه کنم دوست دارم زنداداشم به جای کیف دارو برام کیف ورزشی بزاره دوست دارم یه شب بدون ترس از ...بخوابم 
ضایع ماییم ک تو ایران فک میکنیم آمریکا رفتن ضایعه خدااا خداااا لات.اری هرکی ببره دیگه هیچی نمیخاد

یعنی میشه من امریکا رو ببینم  

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند...
چرا نتونستی؟

غربت

با اینکه فامیل اشنا زیاد بود

هیچ جا مشهد من نمیشه

یه زن یا هزار مشکل وسخت جونی برادر شوهرم تالاسمی ماژور دیابتیه و نارسایی قلبی و ریوی ۱۵ ساله خون دل بزرگش کردم چه شب تا صبح بیمارستان بغلم بعد از  تزریق خون یا دسفرال میلرزید چه خون دل ها خوردیم تا رسید به ۱۵ سالگی  چه شب تا صبح دنبال دارو نبودم دنبال دکتر نبودم اتاقش به جای تخت نوجوان تخت بیمارستان با دستگاه اکسیژن  هست چه شب هایی که میلرزید وبیهوش تو بغلم بود  هر دوچرخه که میدید اون شب برای من و شوهرم ماتم بود درمانده ترینم از ارزوهایی که گفته و نوشته مینویسم دوست دارم برم کوه دوست دارم دوچرخه داشته باشم دوست دارم کاکائو بخورم دوست دارم تخمه بخورم فوتبال نگاه کنم دوست دارم زنداداشم به جای کیف دارو برام کیف ورزشی بزاره دوست دارم یه شب بدون ترس از ...بخوابم 
2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز