والا ما سر ی خنده و مسخره بازی دوس شدیم و خودمونو ب فنا دادیم😐
مادرم داشت خرید میکرد منم تو ماشین ک شوهرم اومد از اون دست خیابون دور زد طرف من دهنش باز بود با دقت نگاه میکرد نزنه ب من
منم خندم گرف از قیافش😀 فک کرد نخ دادم 😒# افتاد دنبالم و منم خواستم چن روزی سر کارش بزارم ک گیر افتادیم :/