2777
2789

سلام دوستان

میخوام با این تاپیک بگم که تو خونه هاتون شرایطی ایجاد نکنین که بچه هاتون از ترس بهتون دروغ بگن و یا بخوان خیلی از حقایقو بگن ولی از برخورد شما بترسن

سعی کنین با بچه هاتون دوست باشید

حالا بزارین من جریان خودمو بگم براتون که چی به سرم اومد

من و شوهرم ۶ سال باهم دوست بودیم

سال اخر نزدیکای عقدمون بود

یه روز  عشقم منو رسوند از دانشگاه تا دم یه تایپ تکثیری 

اکثر اوقات منو میبرد و میاورد 

اونروز نمیدونم چرا دلم مثل سیر و سرکه میجوشید😟

هر چه قدر اون حرفای عاشقانه میزد برام من تو فاز دیگه ای بودم

اخرسرم ازش خواستم منو دو تا خیابون بالاتر از خونمون دم یه تایپ تکثیری پیاده کنه


خلاصه من رفتم اونجا و یه دفعه به دلم اومد که برگه انتخاب واحدمو پرینت بگیرم😐

خلاصه پرینت گرفتمو راهیه خونه شدم

تو مسیر یه زنه با تیپ جلف جلوی من راه میرفت

دیدم که یه ماشین بهش گیر داده

خوب که دقت کردم دیرم رانندش پسر همسایمونه که میدونستم زن و بچه داره 

توکلت علی الله.... تا همه امیدم به توست،مرا از خطرات چه باک!

با خودم گفتم وای چه ادم کثیفیه این مرتیکه 

از زن و بچش خجالت نمیکشه روز روشن افتاده دنبال زن مردم

خلاصه به زنه هم یه چپ چپ نگاه کردمو راه خودمو رفتم

یه خیابون همینجور رفتیمو پسر همسایمونم دنبال این زنه با ماشینش میومد 

و هی بوق و هی چراغ

خلاصه به خیابون اخری خونمون که رسیدیم ماشین پسرهمسایمون غیب شد

منم همینجور اروم اروم داشتم واسه خودم قدم میزدم

چند قدم مونده بود به در خونمون که دیدم باز سر و کله ی پسر همسایه پیدا شد

داد زد ببخشید خانم

من به زنه نگاه کردم.زنه به من

توکلت علی الله.... تا همه امیدم به توست،مرا از خطرات چه باک!

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بهش گفتم با شماست

زنه یه پوزخند زد گفت باخودتع😐

خوب که دقیق شدم دیدم راست میگه 

سمت نگاهش با منه

رفتم جلو گفتم بفرمایید 

گفت بیا بشین کارت دارم😏

گفتم چی؟؟؟

گفت گفتم بپر بالا کارت دارم ....زود 

گفتم کار داری همینجا بگو اصلا تو چه کاری با من داری؟

گفت به نفعه خودته بدبخت 

گفتم احترامت دست خودت باشه ها

توکلت علی الله.... تا همه امیدم به توست،مرا از خطرات چه باک!

گفت بشین تو ماشین بریم یه دور بزنیم حرف دارم باهات

گفتم من با تو حرفی ندارم خجالت نمیکشی از زن و بچت

صداشو برد بالا در خونمون 

گفت تو باید خجالت بکشی دختره ی هرزه 

گمشو تو ماشین وگرنه هر بلایی به سرت بیاد حقته

گفتم گمشو بابا ایکپیری

اومد سمتم گفت ببین خواستم برادرانه بهت بگم گوش نکردی .الانم بزور میبرمت هرزه تا تو باشی از ماشین مردم پیاده نشی

گفتم ....میخوری به من دست بزنی.به خدا داد میزنم

گفت اوکی خودت خواستی

بعدشم کلید واموندم که ته کیفم بودو بلاخره پیدا کردم با دست لرزون در خونرو وا کردم

توکلت علی الله.... تا همه امیدم به توست،مرا از خطرات چه باک!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز