2777
2789

من با دوستای دانشگام رفته بودم کارتینگ برگشتنی سه تا پسر بودیم ودوتا دختروتوی یه ماشین بودیم شوهرم مارو گیرداد کنار جاده وشروع به گیر دادن منم سرموازپنجره ماشین بردم بیرون گفتم چته پاچه میگیری مگه چیکار کردیم دیگه اینو گفتم اونم گیر داد که بریم کلانتری و....خلاصه هرچی میگفتن بیخیال یه چیزی گفت میگفت تاازم معذرت خواهی نکنه ولتون نمیکنم خلاصه منم پای غرور مسخره خودم وایسادم تا رفتیم کلانتری

 وزنگ زدم مامان همیشه عصبانیم اومد وداشت با زبون کوردی باهام حرف میزداخه ما کوردیم همون پسره که مارو گیر داده بودبه مادرم گفت پس همشهری هستیم ومیگم که چراانقد مغروره وخلاصه نگو ازمادرم دانشگاه واینارو میپرسه تقریبا فک کنم یه هفته بعدش اومد جلوی دانشگاه با اباس شخصی وبایه شاخه گل که ازاون روز معذرت خواهی کنه ودیگ تا زمانی که درسم تموم شد دوست موندیم وترم اخر ازدواج کردیم❤️😍💍

امیدوارم هممون بچه هامونو سالم بغل بگیریم

ای جانم 😍شوهرت چیکاره بود؟ پلیس بود😅؟

زخمی عشقی وطنم باید کنارت بمانم ...❤️و اگر من برای همه ی دنیا چیزی نبودم عیبی نداشت ؛ تنها میخواستم عزیز تو باشم 🖤 عزیز تو بودن انگار ، عزیز خدا بودن بود ...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

والا ما سر ی خنده و مسخره بازی دوس شدیم و خودمونو ب فنا دادیم😐

مادرم داشت خرید میکرد منم تو ماشین ک شوهرم اومد از اون دست خیابون دور زد طرف من دهنش باز بود با دقت نگاه میکرد نزنه ب من

منم خندم گرف از قیافش😀 فک کرد نخ دادم 😒# افتاد دنبالم و منم خواستم چن روزی سر کارش بزارم ک گیر افتادیم :/

جوری دستامو بگیر که انگار قراره همین الان از دستم بدی 👫
والا ما سر ی خنده و مسخره بازی دوس شدیم و خودمونو ب فنا دادیم😐 مادرم داشت خرید میکرد منم تو ماشین ...

عزیزممممم 

چرا گیر اخه خخخخ

امیدوارم هممون بچه هامونو سالم بغل بگیریم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز