هعییییی یاد خاطراتم افتادم
قبل دیت اول دو هفته چت کرده بودیم
توخوابگا بودم از دوستام لباس قرض گرفتم
هوا سرد بود لباسم کم سرما خوردم شبش با تب ۳۸ درجه بستری شدم😂😂😂😂
خیلی عاشقش بودم اونموقعا ... بعد ازدواج عشق کمرنگ و عادی میشه
خیلی خیلی خجالتی بودم و موقع حرف زدن صدام و دستام میلرزید اون اما پررو و کوهی از تجربه