راه،بی،نهایت تمنایِ وصالم نیست عشقِ من مگیر از من؛به دردت خو گرفتم نیستم در بندِ درمانت...شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت عمرِ ما را مهلتِ امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟نازنینا ما به نازِ تو جوانی داده ایم؛دیگر اکنون با جوانان نازکن؛ با ما چرا؟شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت مفتون خویشم کردی از حالی که آن شب داشتی!بار دگر آن حال را کردی اگر پیدا بیا...شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت امید خسته ام تا چند گیرد با اجل کشتیبمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت...شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت او صبر خواهد از من؛ بختی که من ندارم...من وصل خواهم از او؛ قصدی که او ندارد...شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت ای برای تو بمیرم؛که تو تب کرده ی عشقی!ای بلای تو به جانم؛که تو جانی و جهانی...شهریار# برو به پست
راه،بی،نهایت زندگانی گر کسی بی عشق خواهد من نخواهمراستی بی عشق زندان است بر من زندگانی....!شهریار# برو به پست
سوال_حقوقی درود به شما.عالی ترین جواب بود. با چشم تو، از هردو جهان گوشه گرفتیمماییم و تو اِی جانکه جگر گوشه مایی...شهریار# برو به پست