برادرم ازوقتی نامزدشده ازاین روبه اون رو شده دختره هم توقعش خیلی بالاس خونه لاکچری برلیان و...میخواد ماروهم نمیپسنده تازه منم نامزدم میگه وقتی من میام خونه کسی نباید باشه من که دختراین خونم شوهرمم بعضی وقتامیادمیره اونم نباید باشه اصلا خیلی همه چی خورده بهم بدترش اینکه مادرم فوت شده پدرم ازدواج کرده ماافتادیم به جون هم اصلا دیگه ازبرادرمم خوشم نمیاد دلموخیلی شکسته فکرمیکنه دنیاباید به سازخانومش بچرخه
من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنهتیرم به خطا میرود اما به هدر، نه دل خون شده وصلم و لبهای تو سرخ استسرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه با هرکه توانسته کنار آمده دنیابا اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه! بدخلقم و بدعهد، زبانبازم و مغرورپشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟ یک بار به من قرعه عاشق شدن افتادیک بار دگر، بار دگر، بار دگر… نه!