برادرم ازوقتی نامزدشده ازاین روبه اون رو شده دختره هم توقعش خیلی بالاس خونه لاکچری برلیان و...میخواد ماروهم نمیپسنده تازه منم نامزدم میگه وقتی من میام خونه کسی نباید باشه من که دختراین خونم شوهرمم بعضی وقتامیادمیره اونم نباید باشه اصلا خیلی همه چی خورده بهم بدترش اینکه مادرم فوت شده پدرم ازدواج کرده ماافتادیم به جون هم اصلا دیگه ازبرادرمم خوشم نمیاد دلموخیلی شکسته فکرمیکنه دنیاباید به سازخانومش بچرخه