بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نمیدونم سر همین میگن با هم کفو ازدواج کنین. منم خونواده همسرم هم از نظر مالی چه فرهنگی ضعیفن ا ...
خب شما هرچن ماه میرین این هفته ای میاد ماهم تا حالا سیب زمینی و تخم مرغ نذاشتیم جلوش همش خورشت و مرغ الویه و پیتزاو بندری اینارو غذانمیدونه فقط کباب و غذا میدونه مامانم دوهفته پیش گوسفند کشتن مامانم قسم خورد میگه گوشتمون تموم شد بخدا مامانم سنگ تموم میذاره خانواده ی خودشم همچین وضع خوبی ندارن
عضو گروه نارنجی فیت شو وزن اولیه ۷۰ وزن هدف ۵۸ دعاکنین برام عشقولیا
تو رو خدا ولم کن آخه 20 سال بچس؟ چطور واسه کارایه دیگه بچه نیست البته آدم از یه دختر 20 ساله کارای خیلی بزرگ و توقع نداره. ولی تربیت کوچکترین توقعه. والا من 18 سالم بود عروسی کردم یه شوهر معتاده نفهمه بی مسولیت داشتم ولی یکبار هم روم تو روی خونوادش باز نشد با اینکه خیلی اذیتم کردن بهشون بی احترامی نکردم
خب شما هرچن ماه میرین این هفته ای میاد ماهم تا حالا سیب زمینی و تخم مرغ نذاشتیم جلوش همش خورشت و مرغ ...
عزیزم کلی گفتم من خیلی تو رفت و آمد با خونواده همسرم اذیتم. اصلا براشون فرقی نداره من سالی دوبار میرم خونه شون یا جاریم همیشه اونجاس. پذیراییشون یک جوره. من چند روز اونجا باشم سوء تغذیه میگیرم. ما خیلی اهل میوه ایم. بعد خونه اونا به غیر از وعده های غذایی که اونم شام معمولا باقیمانده نهاره خبری از هیچی نیست. یا اینکه مثلا میدونن من یک چیزی را نمیخورم عمدا درست میکنن و خوردن و نخوردن من هم مهم نیست. البته اینا کم اهمیت ترین مسائله. ما خیلی اختلاف فرهنگی و اعتقادی با هم داریم. پدر و مادر و خونواده من همه تحصیل کردن. پدر و مادر ایشان بیسوادن. خواهر و برادرش هم دیپلم. ما خونواده مقیدی هستیم و اونا اصلا. میخوام بگم فرق ها زیاده