حرفتون کامل متوجه ام.
مامان منم اینجوری بوده و اینجوری مارو بار آورده، به قول شما حتی شده قرض کنه و پذیرایی کنه.
خانواده همسر منم اینجورین.
هیچ وقت یادم نمیره، دایی پدرشوهرم از یه شهر دیگه اومده بود، بنده خدا پدرشوهرم دوغ هم خریده بود، خواهرشوهر مجردم نزاشت مادرش بیاره سر سفره. گفت ماست هست بسه، فقط آب میبریم.
ولی به حساب بی احترامی به خودت نزار و بزار به حساب روش زندگیشون.
عادتشون شده.
اینجوری فکر کنی، خیلی راحتتری و همسرتم اذیت نمیشه.
به قول خودت خوراکیاتون ببر، میوه بخر و ببر.
من پدرشوهرم خدایی خوبه ولی اختیار دست زن و کنترل خونه با زن دیگه، چه میشه کرد.
بخاطر شوهرت به زبون نیار . هر چی باشه خانوادشن