ما یه استاد خیلی خوب داریم خیلیییی اقا همه ازش راضی بودن
تو شهرمون تنها زندگی مبکرد زن و بچهاش یه شهر دیگن ایشون رفت امد میکرد خیلیم با بچها صمیمی بود امروز دوستم زنگ زده بود در موردد پایان نامه صحبت کنه گوشیو جواب داده بود با حال بد گفته بود تورو خدا بیا خونم (دفترش و خونش یه جاس)گفته بود حتی نمیتونم شماره بگیرم دوستمم از ترسش نرفته بود و گوشیو قطع کرده بود الان متوجه شدیم سکته کرده الانم بیمارستانهههه حالش خیلی بده