خیلی چیزه کلی تودلم فحشش دادم دارم خودموکنترل میکنم که اینجام هرچی لایقشه بارنکنم
زنیکه یه چیزیودیشب داده بودشوهرم بیاره بالابعدامروزمیگه بیاراومدم بالاگشتم نیس ازپایین صدام میزنه که پیداکردی؟گفتم نه مامان نیس
دارم میگم نیستابازم مثل...سرشو انداخت پایین اومده بالاکه بگردیم پیداکنیم منم امروزمریض احوال بودم خونه نامرتب بود،دارم درسموادامه میدم اصلادوس نداشتم حالاحالاهابفهمن کتابام رومیزبوداومددیدنزاشتم زیادبمونه همین که اومد یه دوربااون چشای...همه جارو وراندازکردرفت انگاراون بهترمیدونه توخونه من چی کجاست😭😭
دعاکنیدازشون جداشیم خسته شدم حتی حق ندارم درخونموقفل کنم شوهرمم پشت اوناس،شوهرم کلااعتقادداره مایه خونواده ایم خونمون وسایلامون ماله همدیگس اصلاحس استقلال نداره
تازه خونه روقفلم کنم بازیه کلیدزاپاس پایین دارن
حالا خیلی کارای دیگم میکنه
اخلاقای خوبم داره مثلاکتابارودیدهیچی نپرسید یاخیلی نظرنمیده که اینکاروکن یانکن
ولی ازتون خواهش میکنم بادل پاکتون دعاکنیدخونه دارشیم،که این یه طرف قضیس
واینکه ازشون جداشیم
چون خواهرشوهرم خونه دارن ولی ۱۲ساله که بامادرشوهرشینایجا زندگی میکنن من روحیم خیلی مستقله طاقت نمیارم😣😣😣