سلام
پدر نامزدم زیاد حالش خوب نیس
دیزوز سالگرد عقدمون بود
ماهم یه جا دعوت بودیم نشد دوتایی جشن بگیریم
کل تون روز خوب بودیم
رفتم خونه شب بهش پیام دادم با ناراحتی که شببخیر
گفت چرا ناراحتی
گغتم توقع داشتم یه استوری میزاشتی از هردومون واسه امروز تبریک مینوشتی
بهو خنده ی عصبی کرد گفت مهم با هم بودنمون بود دیگه استوری واسه چیه بعد گفت من الان حوصله خودمو ندارم تو میکی استوری
بهو بحث بالا گرفت هرچی از دهنش درومد نه به من کلا کفت
که داری ... میکنی من فلان کنم اون استوری رو و یه عالمه حرف بد
خیلیییی بد عصبانی شد
حالا من به استوری کاری ندارم به این رفتار خیلی بدش کار دارم
میگم نکنه بعدها از این بدتر هم بشه