2777
2789
هیچی حلقه نشونم نگرفتن😑😑😑

خدارو شکر تنها نیستم 😅 برای من گفت کیک میاریم که اصل نامزدی به کیکه اونم نیاوردن یه تیکه پارچه آوردن و یه شال فکر کردن هن  کردن طلبکار ز زده به مامانم ما خرج کردیم شما تشکر نکردی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

کلا این چی دادنا تو مدل اصفهانیا بی معنیه  مثلا من ٨۰مثقال طلا مهریه م بود تو فاصله عقد تا عر ...

واااا چه حرص درآر

خدایا شکرت تو خونمون نور دادی🤲🤲🤲❤️❤️😍😍خدایا تو خیلی مهربونی که منو به آرزوم مادرشدنه رسوندی ،خدایا تودلیم صحیح و سلامت به دنیا بیاد،من و باباش که کلی ذوق داریم برااومدنش،خدایییییاااا شکرررررت🤲❤️😍خدایا هیچوقت دست از سر زندگیمون برندار😘❤️😍ودرآخر نعمت بیکران مادرشدنو نصیب همه چشم انتظارا عطا کن🤲🤲و دنیای ما هم آبی شد ♥️ 🩵 ♥️ همه وجود مامان ،همه عشق من و باباجونییی بیا که کل خونه بوی تورو میده مامان جان💃🏻👩‍❤️‍💋‍👨🤰🥰😍👫

احتمالاً دوره ی قاجار بوده دیگه دختر قجری 😄😄

اره والا از بس مث عهد بوق رسم و رسوم گرفتن دیگ خودمم شدم دختر قجری

ببینمت تو رو 🥴                                                               دیدمت برو 😒
بله عزیزم تازه عقدم ک کرده بودم لباس کهناهشو مادرشوهرم از کمد اورد گف اینا رو بپوش نریم بخریم شرایط ...

😳

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
خدارو شکر تنها نیستم 😅 برای من گفت کیک میاریم که اصل نامزدی به کیکه اونم نیاوردن یه تیکه پارچه آورد ...

خوشبحالت اینا رو اوردن واست

واسه من بعد عقد از تو طاقجه دیدم ی پارجه پیرزنی پاچین دوز

با ی چادر پیرزنی مادر شوهرم گف اینا مال تو ببر🤣🤣🤣🤣🤣

ببینمت تو رو 🥴                                                               دیدمت برو 😒
کلا این چی دادنا تو مدل اصفهانیا بی معنیه  مثلا من ٨۰مثقال طلا مهریه م بود تو فاصله عقد تا عر ...

من شوهرم اصفهانیه ,هر مراسم یه تیکه طلا بهن دادن

بله برون نشون گرفتن

سر عقد گردن بند طلا دادن

شب یلدا گوشواره شو دادن

و ....


مهریه مم ۲۱۴ سکه طلاست

به آبروی دل قسم،تن به قضا داده منم💕
واااا چه حرص درآر

چرا?

مدل شما چطوره مگه?

طلای مهریه با کادو و...فرق داره?!

ما انسان بودیم، تا زمانی که، نژاد ارتباطمان را از هم گسست،مذهب جدایمان کرد،سیاست تقسیممان کرد،و ثروت طبقه‌بندیمان کرد.شاید روزی دوباره انسان شویم.          پ.ن: تو جوش عاقبت ما مزن که در صف محشر/ کسی سوال اگر کرد می دهیم جوابی!
اتفاقا من اهل طلا نیستم کاش مث ادم میگفتن نمیخریم  نکه همه جا بشینن بگن میخواستیم بخریم خود عر ...

این رفتار هم از عقب ماندگی فرهنگیه... واقعا وضعیت فرهنگی جامعه ما کاملا رو به زواله.

خوشبحالت اینا رو اوردن واست واسه من بعد عقد از تو طاقجه دیدم ی پارجه پیرزنی پاچین دوز با ی چادر پی ...

😂😂😂😂😂😂😂 کوفت نگیری

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
بله عزیزم تازه عقدم ک کرده بودم لباس کهناهشو مادرشوهرم از کمد اورد گف اینا رو بپوش نریم بخریم شرایط ...

مادرشوهر منم اولا لباسای خودشو یا دخترشو میخواس بموشونه به من ولی من اهمیت ندادم گذاشتم تو کشو موند دید نمیپوشم خودش برداشت اخر پوشید😏

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز