سلام خوبید یکی از دوستام یه سوالی کرد میخواست نظرشمارو بدونه یکم اروم بشه این دوست من پدر نداره میخواد ازدواج کنه مامانبزرگش یسری وسایل در حد چندتا ظرف شیشه ای چندتاپارچه بهش داده بود خیلی خوشحال بود خیلی ولی از قضا خالش میاد میبینه یجوری میره سر ساکش ساکشو میریزه پارچه هارو میبینه میگه ۹ پارچه در صورتی که ۳ تا بوده بعد مادر بزرگه همه وسایلارو میگیره الان خیلی دوستم افسرده میگه چون یتیمم اینکارارو میکنید باهام چیکار کنم ارومشه