زن داداشم خيلى ارم دورى ميكنه
با اينكه من خيلى بهشون احترام ميزارم هيچوقت مزاحمشون نميشم حتى بدون دعوت خونه برادرم نميرم
يدونه برادر دارم كلا خواهرم ندارم
مادرمم فوت شده از بچگى ولى متاسفانه برادرمو ازم دور كرده
هر عيد يا مناسبتى ميشه من اول بهشون زنگ ميزنم
با اينكه منو تو اين دوسال كه ازدواج كردن سه يار دعوت كردن ولى من تند تند دعوتشون ميكنم بعضي وقتام دعوتمو قبول نميكنن باز دلم نمياد باز من احترام ميزارم بهشون
هر وقت ميخواييم بريم بيرون به شوهرم ميگم با داداشم اينا بريم به اونام خوش بگذره
انقدر من دوسشون دارم چرا اونا از من بدشون مياد با اينكه منم جوونم همسن سال خودشونم
نميدونم ديگه چيكار كنم كه برادرم يكم دلش واسم تنگ بشه
حتى يه بارم نمياد يه سر به خواهرش بزنه خونمون يه خيابون واصلس
شما بگيد چيكار كنم چه رفتاريم اشتباه بوده