سلام داداشم سی سالشه اول ارایشگاه داشت گفت دوست ندارم جمع کرد بعدش رفت دانشگاه ترمه ۴ هست حقوق بهش چند بار پول دادم نداد منم نگقتم البته گفتم اشکال نداره الان یه هفتس مامانم رفته مسافرت خونه ماس صبحا بیدارش میکنم میگم برو اسنپ درست حسابی نمیره دو ساعت میره میاد خونه الان اومده میگه یه مشورت شنبه باید برم اسمم رو بنویسم دانشگاه پول ندارم ماشینم رو به نظرتون بفروشم من گفتم میخوای ماشین بفروشی وسه شهریه دانشگاه دیگه رفت تو اتاق گقت پس ماشین ارایشگریم رو میفروشم حالا همسرم میگا بهش قرض بدیم میدونم بدیم نداره بده فعلا بعدش هم ترم دیگه هم همین اش و کاسس این یه هفته لااقل میتونست بره یه کم کار کنه نرفت