دیروز شوهرم از طرف مادرشوهرم یه چیزی گفت که من یه کم ناراحت شدم ولی چون هر دفعه تو این مواقع عصبانی میشدم و یه چیزی نثار مادرش میکردم ایندفعه گفتم سکوت کنم که توهینم نکرده باشمو ناراحت نشه خب دلمم شکست بعد که من سکوت کردم شوهرم اصلا ازم دلجویی نکرد اونم ساکت شد به حالت قهر تا الانم باهم حرف نزدیم اون یه گوشه خوابیده منم یه گوشه دیگه روز عید کوفتمون شد .همیشه همین جوریه تا من نرم طرفش درهمین حالت میمونه